شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٦١ - نوّاب کي بود؟
مرحوم سيد جواد درسال ١٣١٤ يا ١٥ در اثر مشاجره ودرگيري لفظي با (داور) وزيرعدليه ي رضاخان، غيرت علويش به جوش آمد ويک سيلي نثار وي کرد که دراثر آن سه سال به زندان افتاد.
شهيد نواب پس از ورود به نجف اشرف، بدون کوچکترين درنگي به فراگيري مقدمات پرداخت وروابط تنگاتنگي با علماي دلسوز و بيدار ومبارز از جمله صاحب کتاب جهاني وکم نظير الغدير، آية الله علامه اميني قدس سره برقرار کرد.
از شهريور ١٣٢٠ وفراگيرشدن جنگ جهاني دوم، ايران نيز گرفتار شرايط دشواري شد، ازيک طرف مورد تجاوز متفقين قرار گرفت وازطرف ديگر سود جوياني قلم به مزد واجير، ازآزادي سوء استفاده ميکردند وازطريق ترويج فرهنگ غربي به جان مسلمانان افتاده بودند ودرصدد بودند تا آنچه رضاخان ازطريق زور قلدري نتوانسته بود انجام دهد، از طريق قلم ونگارش با مخدوش نمودن تاريخ اسلام انجام دهند.
«احمد کسروي» از جمله افرادي بود که خط معارض ومهاجم عليه اسلام تشيع را دنبال ميکرد. او نه تنها در کتاب «شيعي گري» به روحانيت، مقدسات اسلامي، پيشوايان مذهب تشيع و امامان بحق ومعصوم ٧ حمله ميکرد، بلکه در کتابهاي صوفي گري، بهايي گري، مادي گري وحتي تاريخ مشروطيت، مقدسات ديني و روحانيت را مورد حمله قرار داد.
نواب با کتابهاي کسروي درنجف آشنا شد وموجي از احساسات مذهبي وديني وجودش را فراگرفت. کتابها را نزد علماء برد وازآنها نظر خواست. همه حکم به مهدورالدم بودن نويسندهي کتابها دادند. وي پس از چهار سال اقامت درنجف به دستور آية الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني جهت مبارزه با کج رويهاي کسروي به ايران آمد وبا تشکيل «جمعيت فداييان اسلام» به مبارزه با بدخواهان و بدانديشان پرداخت. ترور