شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١١٤ - ١ آيةالله العظمي بروجردي
برگرفته، مکتبي که غير ازفقه واصول از زمان ميرداماد وشيخ بهايي ومجلسيين، در علم رجال، حديث، درايه وتراجم، نيز کار کرده، راه حلي براي مشکل استاد باز ميکند، استاد متوجه ميشود که به گنجي گرانبها دست يافته و وجود او را گرامي ميشمارد.
آية الله بروجردي پس از هشت، نُه سال توطن در نجف واخذ اجازهي اجتهاد، درسال ١٣٢٨، يک سال پيش از فوت استاد به وطن اصلي مراجعت کرد وبه زعامت وهدايت خلق، و تدريس، مطالعه، تحقيق وتأليف، تا سال ٦٣ ١٣ ادامه داد وبنا به گفتهي خود او، حتي دراين دوران هيچ گاه از مطالعه وتحصيل علم، غفلت نورزيد.
درسال ١٣٦٣ ق جهت معالجه عازم تهران شد، دربين راه هنگام عبورازقم با خود عهد کرد در صورت بهبودي مرض، دراين شهر مقدس رحل اقامت افکند، قبلاً هم درحيات مرحوم آية الله حاج شيخ عبدالکريم حائري يک سفر به عزم ماندن در اين شهرآمده بود. تصادفاً دراين موقع درقم نيز اين فکر که پس از فوت آية الله حائري ١٣٥٥ همواره مورد توجه فضلا وعلماي حوزه بود، قوّت گرفت که از اين مرد بزرگ دعوت کنند وازشمع وجود وي استفاده نمايند.
نامهها وفرستادگان آنان به تهران رسيد، ايشان هم اين دعوت را پذيرفتند وپس از بهبودي، درقم متوطن گرديد وبه تدريس وزعامت پرداخت، روزبه روز مقام علمي، پايهي تقوي، وسعت فکر وهمت عالي وي، بيشتر انظار را به خود جلب ميکرد وبه سال ١٣٦٦ پس از فوت مرحوم آية الله اصفهاني و آية الله قمي أعلي الله مقامهما، مرجعيت عامه برايشان مسلم گرديد .
وي ظرف حدود ١٥ سال مرجعيت عمومي، تا حد امکان آمال ديرين خود را به منصهي ظهور آورد وبه همهي اطراف وجوانب وظيفه ي سنگين خود، نظر افکند، مباني علمي خود را در رشتههاي تخصصي مطرح کرد، علم رجال و حديث را زنده ودراين دو علم کتابهاي ذي قيمت از گذشتگان منتشر يا خود تأليف نمود. مخصوصاً کتاب بزرگ