شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١١٦ - ١ آيةالله العظمي بروجردي
خود خشنود مينمود، از آداب و رسوم معموله بين مردم وعلما که موافق عقل ومناسب زمان ومرضي عقلاء نيست، چه درمحاورات و چه در مکاتبات، خودداري ميکرد، براي خود و فرزندانش از وجوه، چيزي اندوخته نکرد، زندگي شخصي او بسيار ساده وبدون تشريفات و از عوايد شخصي وماترک والدش ميگذشت. بيروني وي که محل ادارهي امور مذهبي مسلمانان بود از ترکهي عيال اول وي اداره ميشد، فرزندان وخويشان خود را که همه مردمي نجيب وشريف بودند از مداخله در امور منع ميکرد و به آنان ميگفت که درحيات و بعد ازممات از اسم ورسم وموقعيت وي سوء استفاده نکنند، کارهايش نظم وترتيب داشت، بامداد، پس از صرف صبحانه، به مطالعه ميپرداخت وبعداً به مجلس درس ميرفت وپس ازمراجعت چنان چه حالش مقتضي بود ارباب حاجت را ميپذيرفت، عصرها هرروزي براي کاري مقرّر شده بود، يک روز براي پاسخ نامههاي واصله، يک روز براي پاسخ استفتاء ات، دراين مواقع خاص، هيچ کس پذيرفته نميشد.
احترام وي از اشخاص به اندازهي ارزش وجودي آنان بود، از دوستان دوران جواني که همه مانند وي سال خورده شده بودند احترام ميکرد، به اولاد واعقاب اساتيد خود و بزرگان علماي گذشته بيشتر توجه داشت. هنگام ورود به مجلس به سلام مبادرت مينمود وبه تمام حضار احترام ميگذاشت، قرآن را شمرده شمرده وبلند وبا تأمل وتدبّر قرائت ميکرد، تشرّف به حرم وزيارت قبر عيال مرحومهاش در روزهاي معين ترک نميشد.
نامهها را مختصر ومحکم مينوشت، از نوشته ي وي کسي نميتوانست سوء استفاده کند، از خط زيبا خوشش ميآمد، نامههاي مهم را به بهترين خط مينوشت، برکتابي تقريظ نمينوشت، اما به اندازهي ارزش کتاب از نويسنده تقدير وبه وي کمک ميکرد، در گفتار ونقل حوادث وتاريخ، مبالغه نداشت، مطالب وداستانهاي گزاف وسست و دور از عقل را، به زبان نميآ ورد، اشخاص را زود ميشناخت و ازقيافه ورفتار، روحيات آنان را به دست ميآورد. همواره پاکيزه ومحاسنش شانه زده ومنظم ولباسهايش ساده ونظيف بود، تا آخر