شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٦٠ - نوّاب کي بود؟
آمد مدرسه حجّت، توي مسجد مدرسه ديدمش، يک پارچه آتش بود، واقعاً عجيب بود، حيف! آقايان حمايتي از وي نداشتند، تمام صحبتش حديث، روايت، قرآن، مطالب روز، راجع به مسائل سياسي بود، واقعاً من معتقد بودم که اگر ايشان ميبود، خيلي وجود مؤثري بود براي ساختن طلبهها ... مرحوم حاج سيد اسدالله مدني براي ما نقل کرد که در قضيهي کسروي، وقتي که کتاب هايش را ديديم، بنا گذاشتيم اورا ازبين ببريم، کسي که داو طلب شد بيايد ايران، سيدمجتبي نواب صفوي بود، ما با مقداري پول ارثيه، اسلحهاي تهيه کرديم، دادم به ايشان، آمد ايران براي کشتن کسروي، در چهارراه مخبرالدوله، داخل درشکه، ايشان را ترور کرد، ولي موفق نشد... من يادم هست وقتي که اعدام کردند نوّاب را، آن وقت توي مدرسه بوديم سال ٣٤، حرکتي انجام نگرفت، فقط دربين علماء آ شيخ فرج الله کاظمي، برادر آشيخ محمدرضا کاظمي، دور وبر اين فداييان را گرفت و حمايت کرد از ايشان، ولي کسي کاري نکرد علي الظاهر... .[١]
نوّاب کي بود ؟
سيدمجتبي تهراني معروف به نواب صفوي، درسال ١٣٠٣ شمسي درخانوادهاي روحاني واصيل، در خانه محقري درخانيآباد تهران، قدم به عرصهي وجود گذاشت. وي با علاقه و عشقي وصف ناشدني به روحانيت وبه قصد ادامه راه آباء واجداد خود، در اواخر سال ١٣٢٠، پس از طي تحصيلات ابتدايي ومتوسطه، رهسپار حوزه علميه نجف اشرف شد. شهيد از طرف مادر به سادات درچه اي اصفهان منتسب واز طرف پدر ميرلوحي است.
شهيد عنوان نواب صفوي را ازخاندان مادر به ارث برده است. پدر او مرحوم سيد جواد ميرلوحي دانشمندي روحاني بود که دراثرفشار حکومت رضاخان مجبور به ترک لباس روحانيت شد، اما ازطريق تصدي وکالت دادگستري همچنان به داد مظلومان ميرسيد.
[١]. خاطرات آیة الله حاج آخوند.