شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٩٧ - اساتيد حاج آقا مجتبي در کرمانشاه
ميرسند، سّيد وضع کرمانشاه را ميپرسد، اينها ميگويند از لحاظ تبليغات ـ وفرهنگي ـ خيلي خوب نيست، ايشان ميگويد بايد يک مدرسهاي شما تأسيس کنيد که هزار طلبه داشته باشد... اينها آمدند کرمانشاه ومدرسه را تأسيس کردند، سپس در٢١ خرداد سال ١٣٢٣ شمسي، ما وارد حوزه شديم وهشت سال درخود کرمانشاه بودم...[١].
سيد مرتضي نجومي هم دورهاي حاج آقا مجتبي نيز چنين ميگويد:
ازحسن توفيق ولطف حضرت احديت، دو ماهي بعد از شروع طلبگي بنده، آقايان علماء کرمانشاه با مرحوم آية الله العظمي آقا سيد ابوالحسن اصفهاني بناي برپايي حوزه علميه را درکرمانشاه و مسجد حاج شهبازخان گذاردند. و اوّلين جلسه اجتماع آقايان علماء شهر، درمنزل ما واقع گرديد که بنا شد؛ آقايان هرکدام دروسي را متکلّف شوند، که اوّلين نفر مرحوم آقاي حاج سيد حسين معصومي لاري پيشقدمانه گفتند؛ من از امثله به طلبهها درس ميگويم، بدين گونه مدرسه وحوزه علميه مسجد حاج شهبازخان تشکيل گرديد وطلاب بگرمي مشغول درس خواندن شدند.
مرحوم حجة الاسلام والمسلمين آقاي سيد حسين معصومي لاري با وجود کهولت سن وعلاقه شديد به تربيت طلاب واهل علم براي آينده استان وشهر، بدون هيچ گونه ناراحتي وبدون هيچ احساس ننگي که جامع المقدّمات گفتن شأن ايشان نبود، براي مشتي بچههاي ريز ودرشت درس ميفرمودند، هرچه بچهها زيا دترميشدند؛ ايشان هم خوشحالتر ميشدند وبا آهستگي ميگفتند، همه اينها به پايان خط نميرسند وتا پايان ادامه نميدهند، عدهاي بعنوان علماي محترم و درس خوانده براي شهر ما فراهم آيد، بزرگترين نعمت است.
البته علماي ديگر هم مشغول گفتن کتاب هاي ديگر جامع المقدّمات شدند. درهرصورت با جمعي ديگر از عزيزان باز هم مقداري از جامع المقدمات، صمديه، سيوطي،
[١]. خاطرات آیة الله حاج آخوند.