شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٩١ - آغاز تحصيلات
اين شهر در زمان تيمور همچنان آباد بود وتيمور پس از تصرف، آن جا لشکرگاه خود قرار داده است.
گاي لسترنج در«جغرافياي سرزمينهاي خلافت شرقي»، به نقل از شرف الدين علي يزدي مورخ عصر تيموري ميگويد: تيمور، ساخلويي از لشکريان خود را درآنجا مستقر ساخته بود.[١]
کرمانشاه در عهد فروپاشي قدرت تيموريان، پس از کشمکشهاي متعددي که بين امراي محلي و جانشينان تيمور رخ داد، در دورهي اقتدارامراي قراقويونلو، همراه با همدان وبخشي از لرستان، به حوزهي اقتدار علي شکربيگ از طايفهي قراقويونلوها درآمد واز آن زمان، جزيي از قلمرو وي شد، که درمنابع از آن تحت عنوان قلمروي «علي شکر» ياد کردهاند.
با ظهور صفويان وشروع جنگها ومنازعات طولاني مدت آنان با دولت عثماني، کرمانشاه بارها به وسيلهي لشکرکشيهاي فرمانروايان ايراني وعثماني دست به دست شد، ولي همواره بخشي از قلمرو ايران باقي ماند ودولت صفويه براي تقويت مرزهاي غربي کشور، علاوه برايجاد چند والي نشين درمرزهاي غربي ـ چون والي آذربايجان، والي کردستان، والي لرستان و والي خوزستان ـ اختيارات جنگي ونظامي نيز به اين واليان داد.
کرمانشاه يکي از مراکز استقرار لشکريان در تهاجمات نظامي ايران عليه دولت عثماني بود، قلاع نظامي دراين ولايت بنا شد وحکام محلي که رؤساي ايلات کلهر وزنگنه بودند وخوانين وامراي حدود به شمارميرفتند، دراين منطقه نفوذ داشتند وازسوي پادشاهان مرکزي ايران تأييد ميشدند، اما عمدتاً درمقابله با لشکرکشيهاي دولت عثماني، واليان کردستان ولرستان بنا به دستور دولت مرکزي مأمور دفع دشمن دراين منطقه ميشدند. از اين زمان به بعد، کرمانشاه مورد توجه دولت صفويه واقع شد وبه صورت يک شهر نظامي
[١]. جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی، ص ٢٠٤ .