شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٩٠ - آغاز تحصيلات
را دراين منطقه مسجل سازند.[١] با اضمحلال خاندان آل بويه وخارج شدن اين منطقه از اختيارآنان، امراي محلي، تابع سلاجقه شدند. امراي بنوعناز حدود يکصدوسي سال براين خطه فرمان راندند.
درتمام دورهي سلاجقه، کرمانشاه جزيي ازايالت عراق عجم بود واکثر اوقات از منازعات خاندانهاي محلي بنوعناز وبنو حسنويه آسيب ديد.
ابن فقيه همداني درکتاب «مختصرالبلدان»، جبل را همان بلاد پهلويان ومشتمل برهمدان، ماسبذان، مهرگان کذ ک ـ سيمره ـ قم، ماه البصره، ماه الکوفه وقرماسين ميداند.[٢]
کرمانشاه از قرن چهارم به بعد، به دليل منازعات دو خانوادهي کرد محلي ـ بنوعناز وبنوحسنويه ـ وتهاجمات مکرر امراي سلجوقي ونيز درگيريها ومنازعات اواخر اين سلسله، به دليل قدرت گيري اتابکان سلجوقي رو به ويراني نهاد واهميت پيشين خود را از دست داد، ولي دينور همچنان مقام خود را حفظ کرد.
حمدالله مستوفي(مورخ وجغرافيدان قرن هفتم )، که کرمانشاه را يک شهر متوسط الحال ميداند، ذکر ميکند که کرمانشاه درآن زمان به صورت ديهي درآمده بود.[٣] به احتمال بسيار، حملات مغولان وتاخت وتازهاي آنان وسلطان جلال الدين خوارزم شاه دراين منطقه، عامل عمدهي ديگري در قتل عام و ويراني اين منطقه بود.
مستوفي دربارهي دينور ميگويد: «شهري است کوچک که هوايش معتدل وآبش فراوان وانتفاعش، غله وميوه واندکي انگور باشد و مردم آن جا بهتر از ديگر مواضع باشد».[٤]
[١].الکامل فی التاریخ، ج ٨، ص٠ ٢٧.
[٢]. مختصرکتاب ا لبلدان، ص ١٩٣.
[٣]. نزهة القلوب، ص ١٠٨ .
[٤]. همان مدرک .