آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ١١٦ - خاتمه
كه آن را «صورت بشرى» و «هيكل انسانى» مىخوانند، اگر از عهده اين خلافت تفصّى توانى كرد و ميان قواى خود ضابط عدل توانى داشت. و ضابط عدل آنگاه نگاه دارى كه ترا خلق عدالت بود. و «خلق عدالت» عبارت است از مجموع «عفت» و «شجاعت» و «حكمت» كه اوساط اصول اخلاق است. ترا وعده خدا شايستگى خلافت عام در همه مملكت با ديد آيد[١]: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ[٢] و در ملك و ملكوت خلف آدم صفى باشى ٧؛ و نداى وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً[٣] به گوش جان بشنوى؛ و سرّ «إذا أراد الله أن يجعل[٤] في الأرض خليفة مسح ناصيته بيمينه» به چشم دل بينى.
و اين خلق عدالت آنگه حاصل توانى كرد كه شجره خبيثه را كه آب از محبت دنيا مىخورد، به بى آبى ضعيف گردانى و يقين دانى كه «حبّ الدنيا رأس كل خطيئة» و به مقراض تقوى خيوط ظلمات تعلّقات بشرى يك يك را قطع كنى و شهباز لطيفه ربّانى به اجنحه علوم يقينى پرواز دهى و احكام وهم و خيال را منقاد نگردى و لذّات بهيمى و سبعى را پشت پاى بزنى و خانه دل را كه مهبط انوار عزّ قدس الوهيت است از قاذورات طبيعت و خار و خاشاك حدثان به جاروب تجريد پاك كنى تا سلطان ازل و ابد در دل كه خانه اوست مرتدى به رداء
[١] - ص: واديد آيد.
[٢] - سوره نور( ٢٤)، آيه ٥٥.
[٣] - سوره بقره( ٢)، آيه ٣٠.
[٤] - ل: يفعل.