آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ٨٦ - لامع دويم در معرفت طور نبوت و احكام و خواص آن
فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ[١].
و در مصباح سيم- إن شاء الله تعالى- بر سبيل تلويح از احكام اين نشآت به قدر امكان تعبيرى كرده شود و من الله الهداية و التوفيق.
و سرّ شوق جنّت هم از اين عالم است و شوق جنّت آن است كه حضرت مصطفى- ٦ الطاهرين- بدان اشارت فرموده است كه «إنّ في الجنّه لسوقا ما فيها شراء و لا بيع إلّا بصور من الرجال و النساء؛ فإذا اشتهى الرجل صورة دخل فيها»[٢].
٢٣. و عجايب اين طور از حصر بيرون است و اين از غرايب علوم مكاشفات است؛ به بضاعت عقل در اين معانى تصرف نشايد كرد كه معرفت اين بر نورى ديگر موقوف است وراى عقل.
شعر
|
تو چه دانى زبان مرغان را |
چو نديدى شبى سليمان را |
|
اشراق آفتاب حضرت محمدى بايد و گر نه پيداست كه به چراغ عقل چه ادراك توان كرد!
بيت[٣]
|
آفتابى ببايد انجم سوز |
به چراغى[٤] شبت نگردد روز |
|
[١] - سوره شورى( ٤٢)، آيه ٧.
[٢] - تمهيدات، ص ٢٩٦:« إنّ في الجنة سوقا يباع فيه الصور»؛ بحار، ج ٨( كتاب العدل و المعاد، باب الجنة و نعيمها، حديث ٧٦):« إنّ في الجنة سوقا ما فيها شراء و لا بيع إلّا الصور».
[٣] - حديقه سنايى، ٣٣٩.
[٤] - حديقه: به چراغ تو.