آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ٣٧ - لامع اول در معرفت ذات
الكبرياء على وجهه في جنة عدن»[١].
رباعى[٢]
|
چشم سر من چون كه در آن معنى ديد |
صورت ديدم و ليك جان معنى ديد |
|
|
زان من نگرم به چشم سر در صورت |
جز در صورت نمىتوان معنى ديد |
|
و له الكبرياء في السماوات و الأرض. نوشش باد آن كه گفت: «ما رأيت شيئا إلّا و رأيت الله فيه»[٣].
بيت
|
در عالم تو[٤] هيچ گل و سنگى نيست |
كز بوى وصال تو درو رنگى نيست |
|
و چون حقايق و احكام اسم ظاهر و باطن تمام بدانست[٥]، بداند كه حق را- تعالى و تقدس- از چه وجه توان ديد و از چه وجه نتوان ديد؟ و
[١] - در بهشت عدن چيزى جز رداى كبريا حايل نيست كه آنان بر وجه خدايشان بنگرند.
مقصود از« رداى كبريا» ظاهرا مقام تجرد ذات است. در اين مورد در مرصاد العباد رواياتى است.
[٢] - ل، پ: بيت.
[٣] - عين القضات در تمهيدات، ص ٥٦، اين سخن را چنين نقل كرده:« ما نظرت في شيء إلّا و رأيت الله فيه» و بر اساس يكى از نسخ كه در پاورق نقل شده به علي بن أبى طالب نسبت داده است. امّا ابن عربى در الفتوحات المكية، ج ٣، باب ٣٣١، ص ١١٦( چاپ قديم) آن را مطابق متن نقل كرده و به ابوبكر نسبت داده است و فيض كاشانى در علم اليقين، ج ١، ص ٤٩، از سخنان امام على ٧ دانسته است.
[٤] - ص: اندر عالم.
[٥] - ص:- و احكام ... بدانست.