آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٠١ - لامع دويم در احوال آخرت و بقاى روح انسانى و افتقار به مظهرى از مظاهر در هر عالمى كه بود و اشارت به نشآت كلى
لامع دويم[١] در احوال آخرت و بقاى روح انسانى و افتقار به مظهرى از مظاهر در هر عالمى كه بود و اشارت به نشآت كلى
٢٧. بدان- ألهمك الله رشدك و أعاذك من شر نفسك- كه چون آدمى را به كلى علاقه از بدن منقطع گردد،[٢] اگر چه او را منازل مختلف و نشآت متنوع در پيش است، امّا احوالى كه از وقت انقطاع علاقه جسدانى تا ابد بر او طارى شود، آن را «آخرت» مىخوانند و جمله انبيا- صلوات الله عليهم أجمعين- و اوليا و حكما و علما بر اين متفقند و جمله كتب منزل بدين ناطق است كه حقيقت آدمى كه آن را «روح الهى» و «لطيفه ربانى» و «نفس ناطقه» خوانند، به طريان مرگ طبيعى منعدم نگردد «و التراب لا يأكل محل الإيمان و المعرفة» او را براى بقاى ابد آفريدهاند و عاقبت او: إمّا سعادت ابد خواهد بود و إمّا شقاوت سرمد. و مصطفى صلّى اللّه عليه و اله[٣] از اين معنى بر سبيل اجمال چنين عبارت مىكند كه
[١] - ملا صدرا در مشهد ششم از مفتاح نوزدهم كتاب مفاتيح الغيب، از اين لامع مطالبى نقل كرده است.
[٢] - صد: گرداند.
[٣] - و مصطفى: و محمد مصطفى« ص».