نا گفته هايى از حقايق عاشورا - حسينى ميلانى، سيد على - الصفحة ٩٦
ودع عنك ما تحاول، فما أغناك أن تلقى اللَّه من وزر هذا الخلق بأكثر ممّا أنت لاقيه، فواللَّه! ما برحت تقدم باطلًا في جور وحنقاً في ظلم، حتّى ملأت الأسقية، وما بينك وبين الموت إلّاغمضة، فتقدم على عمل محفوظ في يوم مشهود ولات حين مناص؛[١]
دست از اين كارها بردار و از هدفى كه دارى صرف نظر كن؛ چرا كه تو پاسخِ همين اعمالى كه تا به حال مرتكب شدهاى، نمىتوانى بدهى. تو تمام ظلمها و جورها را انجام دادهاى و ديگر ميان تو و مرگ فاصلهاى جز چشم بر هم زدنى باقى نمانده و به زودى در روز مشاهده اعمال- كه گريزى از آن نيست- پرونده خود را خواهى ديد.
معاويه در حالى كه هزار سرباز از شام به همراه خود آورده بود و آنان شمشير به دست در كنار او ايستاده بودند، چارهاى نديد مگر اينكه به دروغگويى روى آورده و بگويد: آرى اين چه شايعهاى است؟ چه كسى گفته كه اين چهار نفر (حسين بن على، عبدالرحمان بن ابىبكر، عبداللَّه بن عمر و عبداللَّه بن زبير) با يزيد بيعت نكردهاند؟
اين بزرگان همگى بيعت كردهاند و اين ديگران هستند كه دروغ و شايعه مىبافند و گمان مىكنند كه اين افراد با يزيد بيعت نكردهاند!
آن گاه به آن سربازهاى شمشير به دست رو كرد و آنان نيز با لحنى كه حاكى از شكايت از معاويه بود گفتند: چه خبر است كه اين قدر از اين چهار نفر تجليل مىكنى ...؟
اين افراد بايد به صورت آشكار در نزد مردم با يزيد بيعت كنند و ما بيعت مخفى و خصوصى اينان را قبول نداريم؛ چرا كه همه بايد از بيعت اين افراد با يزيد، آگاه شوند.
سپس با همآهنگى قبلى كه ميان معاويه و اين سربازان صورت گرفته بود، معاويه در پاسخ آنها گفت: نه، اين بزرگان با يزيد بيعت كردهاند و بيعت اين افراد با
[١] - الإمامة والسياسه: ١/ ٢٠٨- ٢٠٩