نا گفته هايى از حقايق عاشورا - حسينى ميلانى، سيد على - الصفحة ٤٣
حال اگر كسى بگويد: يزيد شارب الخمر بوده، پس چگونه حاكميت اسلامى را تصاحب نموده است؟
در جوابش مىگوييم: بر شما جايز نيست اين حرف را بزنيد و بايد دو نفر شاهد عادل، شهادت دهند كه ما ديدهايم كه شرب خمر كرده است.
حال چه كسى مىگويد: يزيد شرب خمر مىكرد؟
چه كسى است كه شهادت دهد؟!
كلام ابن عربى مالكى در نقد شهادت امام حسين عليه السلام چنين خلاصه مىگردد:
١. وقتى كوفيان از امام حسين عليه السلام دعوت كردند و حضرت به كوفه رهسپار شدند، رفتن به كوفه سرپيچى از اعتقاد فرد بزرگى از صحابه، يعنى ابن عمر است!
گويى اين نقطه ضعفى براى سيّدالشهداء عليه السلام است كه چرا به سخن عبداللَّه بن عمر گوش نداده و دعوت كوفيان را اجابت نموده است.[١]
٢. افرادى كه سيّدالشهداء عليه السلام را به شهادت رساندند و با حضرت جنگيدند، بر اساس فرموده پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله عمل كردهاند!
مىپرسيم: مگر پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله در اين باره چه فرمودهاند؟
در جواب مىگويند: پيامبر صلى اللَّه عليه وآله فرمود: «اگر امّت متّحد بودند و فردى موجب تفرقه بين امّت شد، او را به قتل برسانيد، هركس كه مىخواهد باشد».[٢]
حتّى اگر حسين بن على باشد؟
آرى، حتى اگر حسين باشد!
[١] -« عَدَلَ عن رأي شيخ الصحابة ابن عمر»
[٢] -« فمن أراد أن يفرق أمر هذه الأمّة وهي جميع، فاضربوه بالسيف كائناً من كان»؛ مسند احمد: ٤/ ٢٦١ و ٣٤١؛ صحيح مسلم: ٦/ ٢٢ و منابع ديگر