نا گفته هايى از حقايق عاشورا - حسينى ميلانى، سيد على - الصفحة ٦٢
فضيلتى نقل كند. او پاسخ داد: مگر معاويه فضيلتى دارد كه من آن را نقل كنم؟
مردم به او حمله كردند ... منبرش را شكستند ... او فرار كرد و به خانه خود پناه برد. خانهاش را احاطه كردند و مانع از خروج او از منزل شدند! بعد از مدّتى فردى به او دسترسى پيدا كرد و به او گفت كه از منزل خارج شو و حديثى در فضيلت معاويه روايت كن تا از شرّ مردم راحت شوى!
حاكم نيشابورى در جواب او گفت:
لا يجئ من قلبي؛[١]
از دلم نمىآيد.
گفتنى است كه بررسى ديدگاه علماى اهل سنّت درباره معاويه، فرصتى ديگر مىطلبد.[٢]
بنا بر آنچه گفته شد، تجليل و احترام به معاويه و يزيد در اين اندازه اختصاص به گروهى از مسلمانان دارد و حتّى ديگر فرق مسلمان از اهل سنّت نيز به اين سخنان و ديدگاهها معتقد نيستند.
[١] - سير أعلام النبلاء: ١٧/ ١٧٥؛ الوافي بالوفيات: ٣/ ٢٦٠؛ تاريخ الاسلام ذهبى: ٢٨/ ١٣٢؛ المنتظم: ٧/ ٧٥. گفتنى است در آن زمان نيشابور حوزه علميه اهل سنّت در ايران بوده است و حاكم نيشابورى از علماى آن ديار بوده و به فارسى در پاسخ آن فرد گفت:« از دلم نمىآيد»
[٢] - چندى پيش در سفرى به مدينه منوّره، كتابى به دستم رسيد. اين كتاب را يكى از محقّقين معاصر تأليف نموده و در آن احاديثى را كه در سرزنش معاويه و پدرش ابوسفيان از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله وارد شده، جمع آورى و با نام« أقوال الرسول الأعظم سيدنا محمّد صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم وأقوال أصحابه الكرام في معاوية بن أبي سفيان» چاپ نموده است. وى بر اساس مبانى و ديدگاه دانشمندان رجال شناس اهل سنّت، اين احاديث را مورد بررسى قرار داده و بر آنها مهر صحّت و تأييد زده است