نا گفته هايى از حقايق عاشورا - حسينى ميلانى، سيد على - الصفحة ٢٤٤
آگاهى داشت».
اين نكته خوبى است؛ چرا كه بعضى از دانشمندان سنّى- از جمله ابن خلدون- مىگويد: ما عمل معاويه را حمل بر صحّت مىكنيم و اينكه او يزيد را اين چنين به زور، ارعاب، تهديد و قتل بر سر كار آورد، شايد فرزندش را نمىشناخته و از احوال او اطّلاعى نداشته است!
معتضد عباسى در ادامه آن بخشنامه، مىافزايد:
فلمّا تمكّن منه ما مكّنه منه وطّأه له، وعصى اللَّه ورسوله فيه، طلب بثارات المشركين وطوائلهم عند المسلمين، فأوقع بأهل الحرّة الوقيعة الّتي لم يكن في الإسلام أشنع منها ولا أفحش، ممّا ارتكب من الصالحين فيها ...، فقال مجاهراً بكفره مظهراً لشركه:
|
ليت أشياخي ببدرٍ شهدوا |
جزع الخزرج من وقع الأسل؛ |
|
زمانى كه يزيد به قدرت رسيد و همه چيز براى او مهيّا شد و از فرمان خدا و رسول او سرپيچى نمود، به خونخواهى مشركان و قدرت نمايى در نزد مسلمانان پرداخت و حادثهاى را براى اهل مكّه به وجود آورد كه زشتتر و فاحشتر از آن در اسلام رخ نداده بود ... و در حالى كه كفرش آشكار و شرك او ظاهر بود گفت:
اى كاش بزرگان (كشته شده در جنگ بدر) از طائفه ما بودند و بىتابى خزرج را از شمشير زدن ما مشاهده مىكردند.
آرى، پس از گذشت قرنها از اين حقايق تاريخى، امروزه در سايتهاى اينترنتى، شاگردان مكتب بنواميّه و ابن تيميّه، درباره واقعه اسف بار حرّه مناقشه مىكنند و مىخواهند آن لكه ننگ را از جنايتهاى يزيد و خاندان اميّه پاك كنند.
در ادامه، معتضد عبّاسى در اين بخشنامه به معرفى شخصيت يزيد مىپردازد و مىنويسد: