نا گفته هايى از حقايق عاشورا - حسينى ميلانى، سيد على - الصفحة ٦٠
رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله نقل كردهاند. امّا آنان مىگويند صحابه باب ورود به اسلام هستند. معاويه نسبت به صحابه، نقش محافظ دارد؛ چرا؟
چون اگر سدّ معاويه بشكند، درِ خانه اسلام مىشكند و در نتيجه به خود اسلام هتك مىشود. پس اگر كسى به معاويه ناسزا گويد، در واقع به اسلام جسارت كرده است!
هدف و انگيزه چنين پندارِ خيالى و باطل درباره معاويه چيست؟ براى اين كه زبانها را از سرزنش و جسارت به معاويه باز دارند تا مبادا اين دشنام گويى به بالاتر سرايت كند و پاى بزرگان صحابه به ميان آيد.
دوم. جالب اين جاست كه برخى از دانشمندان عامّه نيز به گفتن حقايق پرداختهاند و آن ديدگاه باطل و كلمات ناحقّ را نادرست خواندهاند؛ همچون نَسائى كه مُهر بطلان بر ادعاى آنان زده است.
نَسائى از دانشمندان بزرگ اهل سنّت است و كتاب سنن او از كتابهاى ششگانه معروف و پذيرفته در نزد عامّه است. آوردهاند كه وقتى نَسائى وارد شام شد، مردم آن سرزمين با على بن ابى طالب عليهما السلام كينه و دشمنى داشتند. به همين جهت، نَسائى كتابى در مناقب و خصوصيات اميرالمؤمنين عليه السلام نوشت تا بلكه مردم را هدايت كند. اما مردم شام به او مراجعه نمودند و از او تقاضا كردند تا در فضايل و مناقب معاويه روايتى نقل كند. او در جواب گفت: مگر معاويه فضيلت و منقبتى دارد كه من براى شما نقل كنم؟
وقتى مردم اين پاسخ را از نَسائى شنيدند، به او حمله كردند و به قدرى او را كتك زدند كه بعد از آن حادثه به فتق مبتلا شد و مرضى در نقاط حساس بدنش به وجود آمد. او را به مكّه بردند و بر اثر همان حادثه درگذشت. از اين رو، تاريخ نگاران