نا گفته هايى از حقايق عاشورا - حسينى ميلانى، سيد على - الصفحة ١٧٧
مدينة دمشق، البداية والنهايه و تاريخ حلب[١] آمده است.[٢]
در جايى ديگر مىفرمايند:
مهما يقض اللَّه من أمر يكن.[٣]
در مورد ديگرى از امام حسين عليه السلام سؤال شد: چرا در خروج از مكّه عجله مىكنيد؟ حضرت در پاسخ فرمودند:
لو لم اعجل لُاخذت؛[٤]
اگر عجله نكنم، مرا دستگير مىكنند و به قتل مىرسانند.
ديگرى به گمان خيرخواهى به آن حضرت مىگويد: شما به كوفه نرويد. آنان كسانى هستند كه پدر شما را به قتل رساندند و با برادر شما همين گونه رفتار كردند.
حضرت در جواب فرمودند:
إنّه ليس يخفى عَليّ الرأي ما قلت ورأيت، ولكن اللَّه لا يُغلب على أمره؛[٥]
آن چه را تو مىگويى مىدانم، ولى امر پروردگار دگرگون نمىشود.
اين سخن در الكامل فى التاريخ، البداية والنهايه و تاريخ الطبرى آمده است.
به راستى كدام شيعه است كه در اين سخنان خدشه وارد كند در حالى كه غير
[١] - نگارنده در اين موضوع از كتاب تاريخ حلب بهرههايى برده، از جمله آن موارد اينكه، كسانى كه بدن مبارك حضرت سيّدالشهداء عليه السلام را پامال اسبها نمودند، ده نفر بوده و همگى اهل شام بودند و هيچ يك از اهل كوفه نبودند
[٢] - ترجمة الامام الحسين عليه السلام من طبقات ابن سعد: ٥٨، سير أعلام النبلاء: ٣/ ٢٩٧، تاريخ مدينة دمشق: ١٤/ ٢٠٩، البداية والنهايه: ٨/ ١٧٦، ترجمة الامام الحسين عليه السلام من كتاب بغية الطلب في تاريخ حلب: ١١٦
[٣] - تاريخ الطبري: ٤/ ٢٨٧؛ الكامل فى التاريخ: ٤/ ٣٧
[٤] - تاريخ الطبري: ٤/ ٢٩٠؛ الإرشاد: ٢/ ٦٧؛ بحار الأنوار: ٤٤/ ٣٦٥؛ البداية والنهايه: ٨/ ١٨٠
[٥] - الكامل فى التاريخ: ٤/ ٤٣؛ البداية والنهايه: ٨/ ١٨٥؛ تاريخ الطبري: ٤/ ٣٠١