نا گفته هايى از حقايق عاشورا - حسينى ميلانى، سيد على - الصفحة ٦٩
امام مجتبى عليه السلام و اگر آن حضرت در دار دنيا نبودند، به امام حسين عليه السلام برسد.
معاويه اين مطلب را پذيرفته بود. اين حقيقتى است كه عالمان بزرگ اهل سنّت در كتابهاى خود نوشتهاند و انديشمندان ما نيز به اين بند از قرارداد تصريح كردهاند.
ابن حجر عسقلانى با سندى محكم و قوى اين مطلب را روايت مىكند و مىگويد: امام حسن عليه السلام فرمود:
همانا كه من با معاويه شرط كردم كه خلافت پس از او به من برگردد.
آن حضرت در حضور معاويه فرمودند كه من از معاويه قول گرفتهام و قرار گذاشتهايم كه خلافت بعد از او به من برگردد.
ابن حجر عسقلانى با سند خود در جاى ديگر روايت مىكند:
لمّا قتل عليٌ، سار الحسن بن علي في أهل العراق ومعاوية في أهل الشام؛
امام مجتبى عليه السلام به همراه لشكرى از كوفه به قصد جنگ با معاويه حركت كردند. معاويه نيز به همراهى اهل شام به ميدان جنگ رهسپار شد.
پس از رويارويى دو لشكر و آن وقايع ...، كار به صلح كشيد و صلحنامهاى در آن ميان به امضاى دو طرف رسيد كه يكى از مفادش اين بود:
على أن يجعل العهد للحسن من بعده؛[١]
بعد از معاويه كسى جز حسن خليفه نباشد.
[١] - فتح البارى: ١٣/ ٥٥. همچنين ر. ك: سير أعلام النبلاء: ٣/ ٢٦٤؛ تاريخ مدينة دمشق: ١٣/ ٢٦١؛ الاستيعاب: ١/ ٣٨٦؛ تهذيب التهذيب: ٢/ ٢٥٩؛ البداية والنهايه: ٨/ ٤١؛ الاصابة فى معرفة الصحابه: ٢/ ١٢؛ تاريخ الخلفاء: ١٩٤ و منابع ديگر