نا گفته هايى از حقايق عاشورا - حسينى ميلانى، سيد على - الصفحة ١٤٠
تو نبوده است و خداوند به نيت من آگاه است. تو دست نگه دار و به من خوبى نكن؛ چرا كه از من خوبى نخواهى ديد.
چگونه من از تو حمايت كنم؟ تو حسين عليه السلام و فرزندان خاندان عبدالمطّلب را كه چراغهاى هدايت و ستارگان دانش بودند به قتل رساندهاى و همه اينان در عراق به دستور تو به قتل رسيدهاند ....
هرگز فراموش نمىكنم كه شما حسين عليه السلام را تحت تعقيب قرار داديد تا اين كه آن بزرگوار از حرم پيامبر خدا به مكّه برود. او را فرارى داديد تا از حجاز بيرون برود و وارد خاك عراق شود.
اين كلمات، به نكات دقيق و ناگفتههاى عاشورا اشاره دارند. ناگفتههايى كه از حقيقتها و نكتههايى چنين ظريف و تاريخى سرچشمه مىگيرند.
البته برخى از اين مطلب تعجب خواهند كرد؛ ولى با اندكى تأمّل و دقّت، به اين نكتهها و حقايق پى خواهند برد. آنان كارى كردند كه سيّدالشهداء عليه السلام از حجاز خارج شود تا آن حضرت را تعقيب كنند.
ابن عبّاس در ادامه مىنويسد:
امام حسين عليه السلام را با خوف، ارعاب و نگرانى از حرم رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله خارج كرديد. سربازان تو در آن جا به جهت دشمنى با رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله و اهل بيت او عليهم السلام، از فرصت استفاده كردند و با وجود كمى ياران او، همانند كشتار اهل شرك و كفر، آنان را به قتل رساندند!
اى يزيد! بعد از اين همه مصيبت، تو از من توقع محبّت دارى؟
خون خاندان من از شمشير تو مىچكد و من بايد از تو انتقام بگيرم.
نامهاى كه ابن عبّاس به يزيد نوشت، نكاتى در بر دارد كه به دو نكته مهم آن