نا گفته هايى از حقايق عاشورا - حسينى ميلانى، سيد على - الصفحة ٢٢٩
وإيّانا تخاذلون؛[١]
همانا شما در زمره سركشان امت، پشت كنندگان به قرآن، همدمهاى شيطان، گروهى معصيتكار، تحريف كنندگان قرآن، از بين برنده سنّتها، قاتلان فرزندان انبيا و ... هستيد. شما فرزندان ابن حرب و پيروان (معاويه) هستيد و هدف شما فقط از بين بردن ماست.
اين سخنان بر چه كسى منطبق است؟ اين كلمات حتّى بر يك شيعى كه در پايينترين درجه تشيّع و در بالاترين درجه فسق و گناه باشد، صدق نمىكند.
آن حضرت در ادامه از آنان مىپرسد كه به چه دليل قصد جان مرا كردهايد؟
در پاسخ گفتند: ما تو را به جهت دشمنى با پدرت مىكشيم.[٢]
امام حسين عليه السلام در جايى ديگر با صدايى بلند خطاب به سپاه دشمن كرده، مىفرمايد:
يا شيعة آل سفيان! إن لم يكن لكم دين وكنتم لا تخافون المعاد، فكونوا أحراراً في دنياكم هذه؛[٣]
اى پيروان آل ابوسفيان! اگر دين نداريد و از روز قيامت نمىترسيد، پس در دنيا آزاد باشيد.
آرى، اساساً دشمنان و قاتلان سيّدالشهداء عليه السلام از پيروان خاندان ابوسفيان بودند، نه شيعيانى چون اهل فسق و فجور هستند، در زمره پيروان آل ابىسفيان محسوب شوند.
بنابراين، همان گونه كه پيشتر گفتيم، با توجه به اينكه بزرگان كوفه از شيعيان
[١] - بحار الأنوار: ٤٥/ ٨؛ ترجمة الامام الحسين عليه السلام ابن عساكر: ٣١٨؛ تاريخ مدينة دمشق: ١٤/ ٢١٨ با اندكى اختلاف
[٢] - نور العين فى مشهد الحسين عليه السلام: ٤٧
[٣] - الفتوح: ٥/ ١١٧؛ تاريخ الطبري: ٤/ ٣٤٤؛ الكامل في التاريخ: ٤/ ٧٦؛ البداية والنهايه: ٨/ ٢٠٣