نا گفته هايى از حقايق عاشورا - حسينى ميلانى، سيد على - الصفحة ٢٥١
مىگويد: ما نه يزيد را دوست مىداريم و نه سبّ و سرزنشش مىكنيم. در جايى ديگر مىگويد:
كان [يزيد بن معاوية] ناصبياً فظّاً غليظاً جلفاً. يتناول المسكر ويفعل المنكر.
افتتح دولته بقتل الشهيد الحسين واختتمها بواقعة الحرّة، فمقته الناس ولم يبارك في عمره؛[١]
يزيد از دين خارج شده است. او سنگ دل و فردى بىعقل است كه همواره مست بود و مرتكب اعمال زشت مىشد. دولت او با كشتن حسين آغاز و با واقعه حرّه پايان يافت و به نفرين مردم عمر او بركت پيدا نكرد.
غزالى نيز آن سان كه ما از إحياء علوم الدين نقل كرديم، با تناقض گويى اظهار مىكند: شما يزيد را لعن نكنيد و ذكر خدا گفتن از لعن كردن بهتر است؛ چرا كه شايد يزيد دستور به قتل سيّدالشهداء عليه السلام نداده و شايد توبه كرده باشد؛ از اين رو براى او طلب بخشش كنيد!
غزالى در كتاب ديگر خود به نام سرّ العالمين وكشف ما فى الدارين كه در اواخر زندگىاش نوشته است، خلاف چنين حرفى را مىزند و يزيد را مورد سرزنش قرار مىدهد.[٢]
البتّه برخى مىگويند: اين كتاب براى ابوحامد غزالى نيست و در انتساب اين كتاب به غزالى ترديد نمودهاند، همان طورى كه درباره انتساب كتاب الإمامة والسياسه به ابن قتيبه ترديد مىكنند.
[١] - سير أعلام النبلاء: ٤/ ٣٧- ٣٨
[٢] - سرّ العالمين: ٢٣. گفتنى است كه وى در اين كتاب مطالبى پيرامون حديث غدير و اينكه برخى از صحابه نقض بيعت كردهاند را بيان مىكند و همه چيز را بر ملا مىنمايد. برخى از علما احتمال مىدهند كه اين شخص در اواخر عمرش مستبصر شده باشد