نا گفته هايى از حقايق عاشورا - حسينى ميلانى، سيد على - الصفحة ١٤٨
در اين هنگام امام سجّاد عليه السلام اين آيه از قرآن را تلاوت فرمودند:
«ما أَصابَ مِنْ مُصيبَةٍ فِي اْلأَرْضِ وَلا في أَنْفُسِكُمْ إِلّا في كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها»؛[١]
هيچ مصيبتى در زمين و در وجود شما رخ نمىدهد مگر آن كه قبل از آفريده شدن زمين در لوح محفوظ ثبت شده است.
اين سخن حضرت بر يزيد گران تمام شد؛ چرا كه او به شعر تمثيل مىكرد و امام سجّاد عليه السلام به آيه قرآن. يزيد به ناچار در پاسخ آن حضرت، اين آيه را خواند:
«وَما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُمْ وَيَعْفُوا عَنْ كَثيرٍ»؛[٢] «هر مصيبتى به شما مىرسد به خاطر اعمالى است كه انجام دادهايد و خداوند بسيارى از آن اعمال را عفو مىكند» كنايه از اين كه آن چه بر سر حسين آمده، به دليل عملش بوده است.
امام سجّاد عليه السلام فرمودند: اگر رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله ما را در اين وضعيّت مشاهده مىكرد، از اين غل و زنجيرها آزادمان مىنمود.[٣]
طبرى در اين باره مىنويسد: اسيرانى را كه شامل زنان و كودكان بودند، در حالى در نزد يزيد حاضر كردند كه وضع بسيار نامناسبى داشتند.
فاطمه بنت على گفت: زمانى كه ما در مجلس يزيد بوديم، مردى از اهل شام برخاست و به نزد يزيد رفت و به من اشاره كرد و گفت: اى اميرالمؤمنين! اين زن را به من هديه كن!
چنان بدن من به لرزه افتاد و ترس تمام وجودم را فرا گرفت كه از نگرانى لباس خواهرم زينب عليها السلام را كه از من بزرگتر بود گرفتم.
[١] - سوره حديد: آيه ٢٢
[٢] - سوره شورى: آيه ٣٠
[٣] - سير أعلام النبلاء: ٣/ ٣١٩- ٣٢٠؛ تاريخ الاسلام: ٥/ ١٧- ١٨؛ مختصر تاريخ مدينة دمشق: ٢٠/ ٣٥٣؛ البداية والنهايه: ٨/ ٢١١؛ الكامل فى التاريخ: ٤/ ٨٦- ٨٧