نا گفته هايى از حقايق عاشورا - حسينى ميلانى، سيد على - الصفحة ٥٤
از طرفى او نيز پدرش را قبول نداشت و حتى در مواردى مخالفت مىنمود؛ مخالفتى كه از نظر اهل سنّت براى وى نقص محسوب مىشود. از اين رو در مسئله «متعه» معروف است كه گفت: «اين حكم حرمت متعه [كه پدرم آن را صادر نموده] مخالف حكم رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله است و ما بايد از حكم پيامبر خدا اطاعت كنيم، نه از حكم پدرم».[١]
درباره عبداللَّه بن عمر در زمينه ولايتعهدى يزيد نوشتهاند: «معاويه مبلغ يك صد هزار درهم به او داد. او اين پول را پذيرفت و در جانشينى يزيد سكوت كرد!»[٢]
آرى، سكوت كرد؛ ولى بايد ديد كه آيا به راستى عبداللَّه بن عمر در زمان معاويه با يزيد بيعت كرده است يا نه؟ در اين باره، اهل تسنّن و بزرگانشان اختلاف نظر دارند.
درباره ضعف شخصيت عبداللَّه بن عمر آوردهاند كه وى پس از عثمان، با اميرالمؤمنين عليه السلام بيعت نكرد! با اين وجود وقتى اهل مدينه بر يزيد قيام كردند و واقعه حرّه به وجود آمد، عبداللَّه از بيعت با يزيد دست برنداشت و با مسلمانان همكارى نكرد. آن گاه كه پس از يزيد نوبت به حكومت عبدالملك بن مروان رسيد، گفت: من از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله شنيدم كه فرمود: «كسى كه شب را روز كند و بيعت خليفهاى بر عهدهاش نباشد، مسلمان نيست».
به همين جهت، شبانه رفت و با والى آن زمان، حجّاج بن يوسف ثقفى كه از طرف عبدالملك بن مروان ولايت آن ديار را به عهده داشت، بيعت نمود.
حجّاج به او گفت: چه عجلهاى در كار است كه تو شبانه آمدهاى؛ تا صبح
[١] - گفتنى است كه ما در پژوهشى جداگانه، تحت عنوان نگرشى به ازدواج موقت، متعه حج و متعه نساء را بررسى نمودهايم كه- ان شاء اللَّه- در ضمن سلسله پژوهشهاى اعتقادى چاپ خواهد شد
[٢] - فتح البارى: ١٣/ ٦٠؛ الكامل في التاريخ: ٥/ ٣٧٣