نا گفته هايى از حقايق عاشورا - حسينى ميلانى، سيد على - الصفحة ٤١
ابن حجر پس از نقل گفتار ابن عربى، به نقد آن مىپردازد. البته مهم، همين شرح و توضيح ابن حجر مكّى است كه ابتدا با جمله «يقشعرّ منه الجلد» او را سرزنش مىكند.
وقتى اين سخنان، حاكى از مبنايى ثابت در نزد علماى اهل سنّت باشد، پس استخلاف معاويه براى يزيد به تنهايى ملاك حجيّت، حقّانيت و حكومت يزيد است و هر گونه قيام بر عليه يزيد باطل است، هر چند آن كسى كه قيام كرده حسين بن على عليهما السلام باشد؛ حسينى كه فرزند فاطمه سلام اللَّه عليها است و .... پس اگر او به قتل رسيد، به حق به قتل رسيده و قيام او باطل بوده است!
منّاوى نيز كلام ابن عربى را نكوهش مىكند و مىنويسد:
وقد غلب على ابن العربي الغض من أهل البيت حتّى قال: قتله بسيف جدّه؛[١]
دشمنى با اهل بيت بر ابن عربى غلبه پيدا كرده و باعث شده كه او بگويد: حسين با شمشير جدّش كشته شده است.
دليل پرداختن دوباره ابن حجر به معاويه و صحابه نبايد فراموش شود.
به راستى اين صحابه كه همراهى ايشان با يزيد موجب شد كه حكومت او استقرار يابد، بلكه پايههاى حكومت يزيد بر دوش آنان بنا شود، چه كسانى هستند؟
آنها چه كسانى هستند كه اگر همراهى نكرده بودند، حكومت يزيد شرعيّت پيدا نكرده و مجوّزى براى قتل سيد جوانان اهل بهشت نمىشدند؟ به تدريج پاسخ اين پرسشها خواهد آمد.
ابن عربى مالكى در بحث جانشينى يزيد به واسطه معاويه و بيعت گرفتن
[١] - ر. ك: فيض القدير: ١/ ٢٦٥