نا گفته هايى از حقايق عاشورا - حسينى ميلانى، سيد على - الصفحة ٢٠٧
برخى ديگر مىنويسند: «أمسك عنه ولم يقاتل معه»؛[١]
تاريخ نگارانى ديگر نيز مىگويند: «إعتزله ولم يكن معه فلمّا قتل الحسين ندم»؛[٢]
برخى به نامهاى كه براى حضرت سيدالشهداء نوشته است اشارهاى نكرده و به علت عدم يارى امام حسين عليه السلام نپرداختهاند.[٣]
و در آخر نيز برخى در اتفاقات سال ٦٥ هجرى به شرح حال سليمان بن صرد نپرداختهاند.[٤]
در اين ميان، اين كه مىگويند از نصرت و يارى حضرت عاجز شد، ظهور در اين دارد كه نبودن وى در كربلا اختيارى نبوده است؛ از اين رو چرا گفته مىشود كه «ندم»؛ وى پشيمان شد!
اين اضطراب در كلمات بزرگان عامّه دلالت دارد بر اين كه آنان حقيقت را نمىخواهند بازگو كنند.
آرى، اين شيطنتهايى است كه برخى از دانشمندان اهل سنّت داشتهاند؛ چرا كه نمىخواهند به زندانى بودن چنين فردى با توجه به صحابى بودن وى و جلالت قدرش تصريح كنند. از اين رو در تنقيح المقال آمده است:
ولم يكن له سبيلٌ الى نصر الحسين عليه السلام لأنّهم مقيّدين بالحبس؛[٥]
راهى براى سليمان و همراهان وى براى يارى حسين عليه السلام وجود نداشت؛ چرا كه وى و همراهانش در زندان گرفتار بودند.
[١] - الطبقات الكبرى: ٤/ ٢٩٢؛
[٢] - همان: ٦/ ٢٥؛
[٣] - تهذيب الاسماء واللغات: ١/ ٢٣٤، شماره ٢٣٢
[٤] - ر. ك: المختصر في اخبار البشر: سال ٦٥ هجرى
[٥] - تنقيح المقال: ٢/ ٦٣