نا گفته هايى از حقايق عاشورا - حسينى ميلانى، سيد على - الصفحة ١٦٢
مدارا رفتار مىكرد و فضايى امن براى همه ايجاد نموده بود، به گونهاى كه اصحاب حضرت مسلم عليه السلام رفته رفته مشخص و شناسايى شدند.
در چنين شرايطى، يزيد با سرجون به مشورت پرداخت. او به يزيد گفت: اگر پدرت زنده شود و به تو دستورى دهد از آن اطاعت مىكنى؟
يزيد گفت: آرى!
در اين هنگام سرجون نامهاى از معاويه را بيرون آورد و به يزيد نشان داد.
نامهاى كه در آن، معاويه حكم ولايت كوفه را به خط خود براى عبيداللَّه بن زياد نوشته بود كه در وقت مناسب، سرجون آن را به يزيد بدهد. اين مطلب در مدارك و منابع فراوانى آمده است.[١]
يكى از شواهد ما بر اين ادّعا كه شهادت امام حسين عليه السلام بنا بر نقشه پيشين معاويه بوده، همين نامه سرجون و اتّفاقات پس از آن است.
يزيد پس از دريافت نامه پدر، حكم پدرش را به همراه نامهاى براى ابن زياد فرستاد. در آن نامه نوشت: يا مسلم را دستگير مىكنى و براى من مىفرستى و يا او را به قتل مىرسانى.
از سويى، نعمان والى سابق كوفه، محترمانه به طرف شام حركت كرد. وقتى به شام رسيد، يزيد او را به رياست قوه قضائيه شام منصوب كرد و حال آنكه اگر نعمان در وظايف خود در كوفه سهل انگارى كرده بود، بايد او را سرزنش و بازخواست مىكرد، نه اينكه به او مقام ديگرى مىداد و پس از مدتى به عنوان والى شهر حَمْص منصوب مىكرد.
[١] - ر. ك: الإرشاد: ٢/ ٤٢؛ تاريخ الطبري: ٤/ ٢٥٨؛ الفتوح: ٥/ ٣٦، مقتل الحسين عليه السلام: ١/ ١٦٤؛ البداية والنهايه: ٨/ ١٦٤؛ تاريخ ابن خلدون: ٣/ ٢٢؛ تهذيب التهذيب: ٢/ ٣٠٢؛ الإمامة والسياسه: ٢/ ٨( در اين منبع نامى از سرجون به ميان نيامده است)؛ الكامل فى التاريخ: ٤/ ٢٢- ٢٣؛ تهذيب الكمال: ٦/ ٤٢٣