نا گفته هايى از حقايق عاشورا - حسينى ميلانى، سيد على - الصفحة ١٣٦
فرمان، حكومت يزيد چنين دستورى صادر نكرده است؛ زيرا سياست حكومت بنواميّه در رفتار با سيّدالشهداء عليه السلام از جهت مكانى متفاوت بوده است.
به عبارت ديگر، سياست آنان در داخل حجاز با سياستشان در بيرون از حجاز (عراق) متفاوت بود. به همين جهت، آنان با توجه به اين سياست، تلاش كردند تا آن حضرت از حجاز خارج شوند و برخورد والى مدينه و مكّه نيز در همين راستا بوده است. از اين رو آن گاه كه حضرت از حجاز خارج شدند، سياست نيز تغيير كرد.
نخستين شاهد بر اين مطلب، نامهاى است كه يزيد به ابن زياد نوشته است.
يزيد در اين نامه به ابن زياد اين گونه نوشت:
... قد بلغني أنّ أهل الكوفة قد كتبوا إلى الحسين في القدوم عليهم وأنّه قد خرج من مكّة متوجّهاً نحوهم وقد بلي به بلدك من بين البلدان وأيّامك من بين الأيّام، فإن قتلته وإلّا رجعت إلى نسبك وإلى أبيك عبيد، فاحذر أن يفوتك؛[١]
... به من خبر رسيده كه اهل كوفه حسين را به شهرشان دعوت كردهاند و او نيز به قصد اجابت دعوت آنان از مكّه حركت كرده است. زمان ولايت تو بر كوفه زمان امتحان توست. اگر او را كشتى كه هيچ و در غير اين صورت اعلام مىكنم كه تو پدر و مادر درستى ندارى و نسبت تو را به پدرت عُبيد برمىگردانم و مىگويم خودت و پدرت زياد بن ابيه از آل قريش نيستيد و نَسب سابق تو را كه ولد الزنا هستى، به گوش همگان مىرسانم. پس مبادا حسين جان سالم به در برد.
يزيد در اين نامه بر نقطه ضعف عبيداللَّه دست مىگذارد؛ چرا كه اين فرد در جامعه آن روز به واسطه نسبتى كه به ابوسفيان پيدا كرده بود، شرافت و عزّتى در نزد
[١] - تاريخ يعقوبي: ٢/ ٢٤٢