نا گفته هايى از حقايق عاشورا - حسينى ميلانى، سيد على - الصفحة ١١٣
شيخ مفيد رحمة اللَّه عليه در اين باره مىافزايد:
وأقبل أهلها يختلفون إليه، ومن كان بها من المعتمرين وأهل الآفاق، وابن الزبير بها، قد لزم جانب الكعبة، فهو قائم يصلّي عندها ويطوف، ويأتي الحسين عليه السلام فيمن يأتيه، فيأتيه اليومين المتوالين ويأتيه بين كلّ يومين مرّةً وهو أثقل خلق اللَّه على ابن الزبير، لأنّه قد عرف أنّ أهل الحجاز لا يبايعونه مادام الحسين عليه السلام في البلد؛[١]
اهل مكّه به آن حضرت روى آوردند و با ايشان رفت و آمد داشتند و حتّى مردم سرزمينهاى ديگر و كسانى كه به قصد حج آمده بودند به خدمت آن جناب شرفياب مىشدند.
ابن زبير نيز كه در خانه خدا اقامت داشت و همواره مشغول نماز و طواف بود، به محضر آن حضرت مىآمد و گاهى هر روز، يا دو روز يك بار به محضر آن حضرت مىرسيد.
وجود سيّدالشهداء عليه السلام در مكّه براى عبداللَّه بن زبير بسيار سنگين بود؛ چرا كه مىدانست تا زمانى كه آن امام بزرگوار در آن سرزمين باشند، مردم حجاز به او روى نمىآورند و با او بيعت نمىكنند (چرا كه او طالب رياست و حكومت بود).
از اين رو مىبينيم كه تاريخ نگاران درباره هدف ابن زبير از مخالفت با يزيد كه همان به دست آوردن حكومت بود مىنويسند: چند نفر از بزرگان كنار خانه خدا تصميم گرفتند كه يك به يك وارد حجر اسماعيل شوند و بزرگترين و مهمترين حاجت خود را از خدا طلب كنند. وقتى نوبت به عبداللَّه بن زبير رسيد، گفت:
[١] - الإرشاد: ٢/ ٣٦