آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ٢٤٠
سلطه بر جهان سوم است. بر اين اساس، همزمان با فعاليت گروهكها، آشوبهاى ديگرى نيز در استانها شكل گرفت. اين جريانها در حالى روى مىداد كه شيرازه ارتش از هم گسيخته بود و سپاه پاسداران تازه تأسيس نيز اسلحه و امكانات كافى در اختيار نداشت و آموزشهاى لازم را طى نكرده بود. گسترش اين آشوبها و حمايت همهجانبه بيگانگان از آشوبگران، مىتوانست به آسانى موجب تجزيه كشور شود.
اين جريانها خواهان انجام سه تغيير عمده در روند انقلاب بودند: تغيير در شوراى انقلاب؛ دادن سلاح به گروهكها و انحلال ارتش؛ كه برآورده شدن اين سه خواسته، زمينه تسلط اين گروهها و در نهايت سلطه دوباره آمريكا بر كشور را فراهم مىكرد.
در هشتم اسفند ١٣٥٧ حزب جمهورى خلق مسلمان در آذربايجان شرقى اعلام موجوديت كرد و در دوازدهم اسفند همان سال، حزب دموكرات كردستان اعلام موجوديت كرد و خواهان خودمختارى كردستان شد و مدتى پس از آن، حزب خلق عرب در خوزستان و تشكلهاى مشابه در بلوچستان و تركمنصحرا شكل گرفت. نتيجه اين تحركها، حمله به مراكز نظامى و به شهادت رساندن جمعى از فرزندان اين مملكت بود.
پس از استعفاى بازرگان، اداره امور مملكت به دستور امام خمينى به شوراى انقلاب سپرده شد و زمينه برگزارى رفراندم قانون اساسى و انتخابات رياست جمهورى فراهم گرديد.
قانون اساسى كه در جلسات علنى نمايندگان مردم تدوين شد، در آذر ١٣٥٨ به همهپرسى نهاده شد و با رأى اكثريت قاطع به تصويب رسيد.
در نگاه مردم، در خط امام بودن، قبول روح اسلامى انقلاب، مخالفت با منافقان و گروهكهاى التقاطى، ملاكهاى اصلى نامزد شايسته رياستِ جمهورى اسلامى بود كه بنىصدر با فريب، خود را با جوّ غالب هماهنگ نشان داد و با اكثريت آراى مردم انتخاب شد و بهعنوان اولين رئيس جمهورى ايران، بيش از ده ميليون و پانصد هزار رأى را به خود اختصاص داد. وى در نيمه بهمنماه سال ١٣٥٨ در بيمارستان قلب در حضور امام، شوراى انقلاب و مقامهاى مملكتى سوگند وفادارى به قانون اساسى ياد كرد و حكم رياست جمهورى