آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ١٣٨
پيمان سنتو مركب از چند كشور آسيايى، از جمله ايران و «پيمان سيتو» بود.
با دخالت ايالات متحده، سنتو افزون بر فعاليت در امور نظامى- دفاعى با تشكيل كميته مشترك ضدخرابكارى با همكارى ارتش، ساواك، شهربانى، ژاندارمرى و نماينده آمريكا، به فعاليت گسترده در امور امنيتى و اطلاعاتى نيز پرداخت. اين كميته براى هماهنگ كردن امكانات رژيم شاه و با نظارت و هدايت آمريكا براى مقابله با مبارزات مردمى، تا هنگام سقوط رژيم فعال بود و جنايات گسترده آن در دنيا شهرت يافت. پس از پيروزى انقلاب، افزون بر انحلال ساواك و كميته ضدخرابكارى، ايران از عضويت در پيمان سنتو خارج و موجب انحلال آن شد.
با وجود پيمان سنتو، آمريكا بر اساس دكترين آيزنهاور مبنى بر پشتيبانى كامل از تماميت ارضى كشورهايى كه مورد تهاجم نظامى بلوك كمونيسم هستند و يا به وسيله مخالفان داخلى در معرض سقوط قرار دارند، اعلام كرد: ايران نخستين كشورى است كه از اين نظر مورد حمايت و تأييد است.
در پانزدهم فروردين ١٣٣٦ يكى ديگر از فراماسونرهاى با سابقه، دكتر منوچهر اقبال[١]
[١]. منوچهر اقبال در سال ١٢٨٨ در مشهد متولد شد. پدرش مقبلالسلطنه معروف به اقبالالتوليه، نماينده اولين مجلسمؤسسان بود. وى در سال ١٣٠٥ براى ادامه تحصيل به فرانسه رفت و در سال ١٣١٢ متخصص امراض عفونى شد و با يك دختر فرانسوى ازدواج كرد. در سال ١٣١٤ به ايران بازگشت و رئيس بخش بيمارىهاى عفونى بيمارستان رازى شد.
در شهريور ١٣٢٠ رسماً وارد فعاليتهاى سياسى شد و به عضويت گروههاى« حزب اراده ملى»، به رياست سيدضياءالدين طباطبايى، و« حزب دموكرات»، به رياست قوامالسطنه، درآمد. اقبال در سال ١٣٢١ در اولين كابينه قوام معاون وزير بهدارى، در شهريور ٢٣ در كابينه ساعد، كفيل وزارت بهدارى، در سال ١٣٢٤ در دومين كابينه قوام وزارتخانههاى بهدارى و پست و تلگراف را برعهده داشت. وى كه چندين بار در دولتهاى مختلف وزير بود سرانجام بهعلت سوء مديريت و سوء استفاده بركنار شد.
در سال ١٣٣١ به عضويت فراماسونرى درآمد و سپس به فرانسه رفت و عالىترين نشان علمى را دريافت كرد. پس از كودتاى ٢٨ مرداد به ايران بازگشت و به دستور شاه سناتور شد. در هجدهم دى ١٣٣٢ به رياست دانشگاه تهران و دانشكده پزشكى منصوب شد. در سال ١٣٣٦ نخستوزير شد و در پنجم شهريور ١٣٣٩ بركنار شد. در سال ١٣٤٠ به انگليس رفت. در سال ١٣٤٢ با سمت مديرعامل شركت ملى نفت برگشت و تا سال ٥٦ در اين سمت بود. در سال ١٣٤٣ جمعيت ياران را تشكيل داد. اعضاى اين تشكل سوگند ياد كرده بودند كه نحوه فعاليت خود را فاش نكنند( جواد منصورى، قيام پانزده خرداد به روايت اسناد، ص ٥٩- ٥٣.)