آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ١٤٩
فصل اول: نهضت اسلامى
مقدمه
رويدادهاى متعددى در نيمه اول سال ١٣٤١ زمينهساز بركنارى دكتر امينى از نخستوزيرى و انتصاب اسدالله علم[١] به اين سمت و آغاز دوران حاكميت بلامنازع شاه بر كليه امور كشور شد.
يكى از دلايل موافقت آمريكا با عزل امينى اين بود كه با وجود شعار اصلاحات و فضاى باز سياسى، اوضاع انفجارآميز ايران، نيازمند سركوب شديد مخالفان بود، كه شاه به كمك علم بهتر مىتوانست آنرا به اجرا درآورد.
در اين برهه، دولت كِنِدى، به روش سياست خارجى كه در مورد كشورهاى جهان سوم در نظر گرفته بود روى آورد؛ نخست اصلاحات و اگر كارگر نشد استفاده از تمام ابزارهاى سركوبى.[٢]
با وجود تمامى اقدامات شاه و هيئت حاكم، زمامداران آمريكا همچنان نگران اوضاع ايران
[١]. امير اسدالله علم، فرزند محمدابراهيم شوكتالملك علم، در سال ١٢٩٨ در بيرجند متولد شد. در سال ١٣١٨ با دختر قوامالملك شيرازى ازدواج كرد و اشرافيت اطلاعاتى با پيوندهاى خويشاوندى استوارتر شد. با مرگ ابراهيم علم، تنها پسر او امير اسدالله، وارث خاننشين قائن شد. سالهاى ٢٣- ١٣٢٠ در تعيين سرنوشت علم و وابستگى او مهم بود. در اين سالها با سرويسهاى اطلاعاتى بيگانه بهويژه بريتانيا فعاليت جاسوسى وسيعى در تهران، شرق و جنوب ايران داشت. بخشى از وظيفه شبكه جاسوسى وى، نفوذ در حزب توده، روزنامه و تشكلهاى سياسى بود. در كودتاى ٢٨ مرداد نقش فعالى داشت( نقل از: حسين فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، ص ٢٣٣- ٢٣١.)
[٢]. جيمز ا. بيل، شير و عقاب، ص ٢٠٧