آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ١٥٣
شريعتمدارى را براى گفتگو و تصميمگيرى درباره موضوع فراخواند و به دنبال آن چند تلگراف اعتراضيه براى شاه و علم مخابره كرد. شاه هم از موضع قدرت و بىاعتنايى پاسخ گفت.
نامهها و تلگرافهايى نيز براى علماى شهرها ارسال شد كه موجى از تأييد مردم و حركتهاى اعتراضى را در كشور در پى داشت.
اجتماعات، تظاهرات، اعلاميهها و سخنرانىها در شهرستانها، بهويژه شهرهاى بزرگ، فضاى رعب و وحشت و خفقان بهوجود آمده را شكست و احتمال يك قيام عمومى بر ضد رژيم را افزايش داد. در آن شرايط و با وجود ضعف آگاهى و تشكل، صحبت از سرنگونى سلطنت و تشكيل حكومت اسلامى نمىتوانست مطرح باشد. بنابراين صحبتى از تغيير رژيم و يا مبارزه قهرآميز نبود و علما ضمن ايستادگى در برابر سياستهاى ديكته شده و ديكتاتورى، با شاه و دولت مكاتبه و با نمايندگان آنان مذاكره مىكردند.
مبارزات مردم به رهبرى روحانيان و مراجع گسترش يافت؛ به گونهاى كه امكان وقوع حركتهايى خارج از كنترل وجود داشت. مقامات دولتى در نطقهاى خود سعى در تهديد و گاه