آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ١٠١
گرايش به اين مكتب شد كه دولت نيز از آن پشتيبانى كرد.
غربگراها در پوشش فراماسونرى، احزاب ملى و عوامل نفوذى در دستگاههاى دولتى و با استفاده از ضعف آگاهى سياسى مردم، آنچنان ارزشها و تمدن غرب را تبليغ مىكردند كه گويا غرب همان مدينه فاضله موعود است گروهى از مردم هم ندانسته در آرزوى غربىشدن و ايجاد تغييرات، از خودبيگانه و شيفته فرنگ شده بودند.
در چنين شرايطى، نيروهاى مبارز و مؤمن، به دليل عدم وجود امكانات و پشتيبانى، ضعف شناخت و تحليل از روندهاى سياسى داخلى و خارجى، اختلافات و سرخوردگىهاى روحانيان از جريانها و گرفتارىهاى چهل ساله- از ١٢٨٥ تا ١٣٢٥- و مهمتر از همه ضعف رهبرى بودند.
با سقوط رضاخان، نيروهاى مذهبى بيش از همه خوشحال شدند، اما جريان ضددينى حاكم، با شكل و شعارهاى ديگرى ادامه يافت؛ زيرا غرب و شرق در يك موضوع وحدت نظر و همكارى كامل داشتند كه آن هم مقابله با جريانهاى اسلامى و روحانيان رهبرىكننده مردم مبارز بود.
در سالهاى ٢٥- ١٣٢٠ سازمانها، گروهها و شخصيتهاى مبارز دينى، بهعلت مشكلات حاد معيشتى و حضور متفقين و ضرورت بازيابى و ارزيابى جديد از وضعيت و ايجاد آمادگى، فعاليت چندانى نداشتند. احياى مدارس علوم دينى، پذيرش طلاب جديد، انتشار نشريات، كتاب و اعلاميهها، بخشى از فعاليتهاى اين دوره در راستاى تجديد و تقويت نيروى متدين مبارز بود.
١. تربيت نيروهاى مذهبى
پس از خروج متفقين و ايجاد شرايط جديد و برقرارى آزادى نسبى مبارزه نيروهاى متدين در چهار جبهه آغاز شد.
در شرايط نياز دولت به فعاليت مذهبى براى مقابله با كمونيسم و مهمتر از آن، جلب