آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ١٩٣
نظاميان و نيروهاى امنيتى وابسته به رژيم، نتيجهاى حاصل نشد.[١] از سوى ديگر، ساواك توانست ضربات خردكنندهاى بر پيكره اين گروهها وارد آورد و بسيارى از اعضاى آنها را دستگير، اعدام و يا وادار به همكارى نمايد. برخى دلايل شكست گروههاى چپ در مبارزات ضدرژيم در عصر پهلوى، عبارت بود از:
١. عدم شناخت دقيق جامعه ايران: مشكل محورى تمامى گروههاى چپ ايرانى، ناآگاهى از حقايق حاكم بر فرهنگ مردم ايران و تحليل مسائل آن بر اساس قالبهاى مادى و ماركسيستى بود. اين امر موجبات ناهمگونى و حتى بروز فاصله عميق ميان اين گروهها و اكثريت مردم مسلمان ايران را فراهم آورد. اين روند تا به آنجا شدت يافت كه در مبارزه ميان چريكهاى ماركسيست و نيروهاى امنيتى رژيم، مردم نه تنها از چريكها حمايت نمىكردند، بلكه در مواردى مانند حادثه سياهكل، به عنوان مهمترين حركت چريكى گروههاى چپ در اواخر دهه ٤٠ در ايران، براى ابراز تنفر از عملكرد دينستيزانه اين گروهها موجبات دستگيرى برخى از آنان را نيز فراهم آوردند.[٢]
٢. عدم آمادگى انقلابى و ضعف شخصيتى: وابستگى عمده اعضاى اين گروهها به خانوادههاى طبقات متوسط و مرفه و تفكرات روشنفكرانه و غربمحور آنان باعث شده بود تا اين افراد آمادگىهاى لازم براى مبارزات چريكى و انقلابى و تحمل سختىهاى ناشى از مبارزه و شكنجههاى دستگاههاى امنيتى رژيم را نداشته باشند و به دليل بىبهره بودن از پشتوانه اعتقادى محكم، در مواقع حساس دچار ضعف و خستگى شده و يا از مبارزات دست بكشند و يا به همكارى با رژيم بپردازند.[٣]
٣. وابستگى به خارج و نيروهاى بيگانه: از ديگر دلايل ضعف و شكست گروههاى
[١]. براى مطالعه بيشتر بنگريد به: حميد اشرف، جمعبندى سه ساله، ص ٧٧- ٧
[٢]. علىاكبر صفايىفراهانى، آنچه يك انقلابى بايد بداند، ص ٦
[٣]. بنگريد به: خاطرات عباس دانش بهزادى( از اعضاى گروه سياهكل)؛ پرونده عباس بهزادى در ساواك؛« اعترافات پرويز نيكخواه»، روزنامه كيهان، تاريخ ٢/ ٧/ ١٣٤٩ و ١٧/ ٩/ ١٣٤٤