آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ١١١
در چهارم مرداد ١٣٢٩ (٢٦ ژوئيه ١٩٥٠) كنگره آمريكا اصلاحيهاى به قانون كمك به دفاع مشترك افزود و ايران را از رده كره جنوبى و فيليپين خارج كرد و در رديف تركيه و يونان قرارداد كه مجموعاً مبلغ ١٣١ ميليون دلار براى كمك نظامى به اين سه كشور در نظر گرفته بود. در مقدمه اصلاحيه مزبور قيد شده بود كه ايران پس از جنگ جهانى دوم، همان اهميتى را كسب كرده كه تركيه و يونان دارند.[١]
آمريكا دو هدف اساسى را در ايران پىگيرى مىكرد كه اين دو هدف در اجرا با هم تعارض جدى داشتند. اين دو هدف و رويكرد عبارت بودند از: به حداكثر رساندن منافع اقتصادى و سياسى و سركوب حركتهاى اسلامى و ضداستعمارى با توجيه مبارزه با كمونيسم. پىگيرى اين اهداف، طى سه دهه زمينهساز چالش جدى مردم با سلطه استكبارى آمريكا و رژيم وابسته و سرانجام قطع روابط دو دولت گرديد.
در اواخر دهه ١٩٤٠ (دهه ١٣٢٠ ش.) كنارهگيرى آمريكا از سياست اميد به بهبود، به خوبى قابل مشاهده بود. طى اين سالها تنش جديد و عميقى بين [دولتهاى] ايران و آمريكا آغاز شده بود. يكى از دلايل وخيمتر شدن كشمكشهاى طولانى، تصميم آمريكا مبنى بر پشتيبانى [يك جانبه و بىچون و چرا] از شاه در زمينه سياست داخلى ايران بود. ديپلماتهاى آمريكايى هرگز با ساير عوامل سياسى ايران به راحتى رابطه و تماس برقرار نكردند ... آمريكا طرفى را كه بر اريكه سلطنت قرار داشت، برگزيده بود.[٢]
٣. اقدام براى تسلط دائمى بر نفت
تاريخ هشتاد ساله نفت ايران (١٣٥٧- ١٢٨٠ ش.) يكى از غمانگيزترين و پرماجراترين وقايع و شايد مؤثرترين جريان بر روند تحولات سياسى، اقتصادى و اجتماعى ايران بوده است.
پايان اشغال ايران، با آغاز نهضتهاى استقلالطلبانه و ضداستعمارى در آسيا و افريقا
[١]. عبدالرضا هوشنگ مهدوى، سياست خارجى ايران در دوران پهلوى، ص ١٤٨
[٢]. جميزبيل، شير و عقاب، ص ٦٨