آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ١٣٩
نخستوزير شد. اصلىترين مأموريت اقبال، گسترش فساد در كشور بود.
او با اعطاى وام و تسهيلات متعدد براى راهاندازى تعداد زيادى كاباره، سينما، قمارخانه و مراكز فحشا در محو فرهنگ و ارزشهاى دينى تلاش گستردهاى داشت. وى در بدو ورود به صحنه فعاليت، با تظاهر به آزادىخواهى، حكومت نظامى را كه از ٢٨ مرداد ٣٢ برقرار بود، لغو كرد و براى هماهنگى با آمريكا به آزادى مطبوعات و احزاب تظاهر كرد و «حزب مليّون» را بنيان نهاد. در اين زمان، اسدالله علم، حزب فرمايشى ديگرى را بهنام «حزب مردم» براى تظاهر به رقابت احزاب تشكيل داد.
اقبال، بسيار جاهطلب، متملق و چاپلوس بود. مقام و موقعيت سياسى برايش بسيار اهميت داشت و براى ماندن بر مسند قدرت، تن به هر كارى مىداد؛ از اين رو با وجود وابستگى به انگليس، درصدد تأمين منافع آمريكا نيز برآمد.
بحران اقتصادى، موجب نااميدى و نگرانى آمريكا از دولت اقبال شد. انتخابات غيرواقعى دوره نوزدهم مجلس شوراى ملى و مبارزات انتخاباتى كِنِدى، كانديداى حزب دموكرات آمريكا، بهانهاى براى بركنارى وى پس از سه سال و نيم نخستوزيرى گرديد. در پنجم شهريور ١٣٣٩ جعفر شريف امامى،[١] فراماسونى ديگر، مأمور تشكيل دولت شد.
دولت جديد با طرح شعار آزادى احزاب، فضاى باز سياسى، اصلاحات ادارى و اقتصادى به استقبال حكومت آينده آمريكا رفت. درواقع شاه و انگليس با استفاده از اشتغال سردمداران ايالات متحده به فعاليتهاى تبليغاتى انتخابات رياست جمهورى، دولت مورد نظر خود را با شعارهاى مورد پسند رئيس جمهور جديد آمريكا بر سر كار آوردند.
[١]. جعفر شريفامامى، فرزند حاج محمدحسن نظامالاسلام، در ٢٧ خرداد ١٢٩١ در تهران متولد شد. در سال ١٣٠٩ براى ادامه تحصيلات به آلمان رفت و مدرك مهندسى برق گرفت. وى كه از دوستان قوامالسطنه و مديرعامل بنگاه آبيارى بود و در سال ١٣٢٤ در دولت رزمآرا به وزارت منصوب شد. در دولت اقبال، وزير صنايع و معادن بود. او در نقش ريشسفيد فراماسونرى ايران مىكوشيد تا طى دوران پانزده ساله رياست خود بر مجلس سنا، نقش ميانهروى را حفظ كند و خود را چهرهاى وجيهالمله و مستقل از جريان انگليسى و آمريكايى نشان دهد. وى بالاترين مقام در فراماسونرى را كه« استاد اعظم و رياست بر فراماسونهاى ايران» بود، در سال ١٣٤٨ كسب كرد. بنگريد به: حسين فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، ج ٢، ص ٤٢٢- ٣٩٩