آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ١٢٧
اظهار ناراحتى مىكرد، و تنها توجيه او اين بود كه با در نظر گرفتن شرايط و اوضاع زمان، بهترين قرارداد ممكن براى ايران بود.
فتحالله امينى، مشاور امينى در اينباره گفته است:
ايران ميان افعى و مار غاشيه مانده است. درحقيقت مىبايست بين هرجومرج و تن دادن به شكست يكى را انتخاب مىكرد. آنچه روى داد آن بود كه در برابر هرج و مرجى كه امكان داشت به كمونيسم بينجامد، [ايران] تسليم خفتبار را پذيرا شد.[١]
به دليل سرّى بودن بسيارى از اقدامات، همچنين همكارى مستقيم و غيرمستقيم عوامل و ايادى اعضاى كنسرسيوم با دستگاههاى حاكم، تهيه گزارشى واقعى از عملكرد كنسرسيوم بسيار دشوار است. محمدرضا شاه در اين زمينه نوشته است:
... سرانجام، پس از مذاكرات طولانى، توانستيم با كنسرسيومى مركب از هفت كمپانى نفت، كه بزرگترين شركتهاى جهان بودند، به توافق برسيم ... در آن موقع پرزيدنت آيزنهاور، طى نامهاى از كوششهاى من در حل مسئلهاى كه دولت مصدق ايجاد كرده بود [!] قدردانى كرد.[٢]
قدردانى چرچيل و آيزنهاور از شاه به علت از بين بردن تمامى دستاوردهاى نهضت ملى نفت و اشاره شاه به گرفتن پاداش خود، همان رساندن مجدد او به سلطنت بوده است. شاه در پاسخ به پيام تشكر آيزنهاور نوشت:
... از وصف اين نكته به حد كفاف برنمىآيد كه مساعدت آمريكا نسبت به ما، به موقع و مفيد بوده است. آن حضرت اطمينان داشته باشيد كه كمكهاى ذىقيمتى كه حضرت رئيسجمهور شخصاً و دولت آمريكا و سفير شايسته آن حضرت، لوى هندرسن، به اين منظور كردهاند، موجب كمال سپاسگزارى است.[٣]
[١]. جيمز. ا. بيل، شير و عقاب، ص ١٥٤
[٢]. غلامرضا نجاتى، تاريخ سياسى بيست و پنج ساله ايران، ص ٨٩؛ به نقل از: محمدرضا پهلوى، پاسخ به تاريخ
[٣]. روزنامه كيهان، ١٨ آبان ١٣٣٣