آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ١٥١
حوزههاى علميه در آستانه نهضت اسلامى
دهه ٤٠ سرآغاز تحولات عميقى در جامعه ايران بود كه منشأ و زمينهساز تحولات دهه ٥٠، پيروزى انقلاب اسلامى و پىآمدهاى آن شد. بخشى از اين تغييرات، مربوط به وضعيت حوزههاى علميه، جايگاه و نقش روحانيان، مرجعيت، ظهور فرهنگ سياسى- دينى، و بخش ديگر مربوط به تحولات جهانى نظير جنگ ويتنام، جنگ اعراب و اسرائيل و مبارزات ملت فلسطين، گسترش ارتباطات و پيروزى چندين ملت در مبارزه بر ضداستعمارگران و كسب استقلال، از جمله الجزاير، بود.
ارتحال دو شخصيت بزرگ جهان تشيع، آيتالله بروجردى و آيتالله كاشانى، در ابتداى دهه ٤٠، اين تصور را براى دولت بهوجود آورد كه با انتقال مرجعيت از قم به نجف،[١] ديگر مشكلى با روحانيان ندارد و با سركوبهاى انجام شده در دهه ٣٠ مانعى در مقابل اجراى سياستهاى جديد وجود نخواهد داشت. در حالى كه حوزههاى علميه آماده تحول و ايفاى نقش سياسى- اجتماعى خود و در انتظار مرجعى مبارز، آگاه و قدرتمند بودند و اعتنايى به رژيم شاه و قدرتنمايى آن نداشتند. افشاى ماهيت و عملكرد رژيم، اعلام برائت و انزجار از رفتار ضداسلامى و فريبكارانه، محكوميت سركوب و خفقان، ضديت با سلطه بيگانه و وابستگى رژيم، مخالفت با برقرارى رابطه با اسرائيل، اعتراض به آزادى فعاليت بهائيان و نفوذ عوامل آنها در دستگاههاى دولتى، اعتراض به وضعيت سازمانهاى آموزشى و مطالب خلاف اسلام در كتابهاى درسى، بخشى از فعاليتهاى مراجع و روحانيان در آن دوران بود.
گرچه تحت تأثير جّو ديكتاتورى و خفقان و دلايلىديگر، تعدادى از علما ورود به سياست و مبارزه برضد رژيم را دور شدن از تحصيل و اهداف حوزه مىدانستند، ولى اين تفكر نتوانست به يك جريان فكرى حاكم در حوزه تبديل شود؛ چرا كه با فرهنگ و ارزشهاى تشيع سازگارى نداشت.
[١]. اشاره به ارسال تلگراف تسليت شاه به آيتالله حكيم و دادن عنوان مرجع به ايشان، پس از فوت آيت الله بروجرودى است