آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ١٣٣
بهعنوان سياستى ثابت و جدى در سالهاى ١٣٣٢ تا ١٣٥٧ به اجرا درآمد. شدت اين اقدامات بهگونهايى بود كه پس از مراسم جشنهاى ٢٥٠٠ ساله، كارشناسان آمريكا و مقامات رژيم شاه تصور مىكردند اسلام در جامعه ايران نقش و حضور جدى نخواهد داشت. اين موفقيت براى غرب آنچنان مهم بود كه ايران را بهشت سرمايهگذارى و جزيره ثبات معرفى مىكرد و از سرمايهداران مىخواست كه هرچه بيشتر در ايران سرمايهگذارى كنند و حضور فعالترى در صحنههاى اقتصادى و تجارى اين كشور داشته باشند.
... شاه در مراسم رسمى پنجاهمين سالگرد بنيانگذارى سلسله پهلوى، اسلام را از زندگى رسمى يا عمومى مردم ايران كنار گذاشت: «من اعلام مىكنم كه ما، سلسله پهلوى، به چيزى جز ايران عشق نمىورزيم، و براى چيزى جر حرمت ايرانيان تعصب نداريم، و وظيفهاى جز خدمت به كشور و ملت خود نمىشناسيم.» از اسلام هيچ سخنى به ميان نيامد، شاه هيچ قولى براى پيشبرد اسلام و يا پيروى از قوانين آن نداد. لذا در حالى كه شاه تعهد خود را به حفظ حرمت ايرانيان اعلام مىداشت، عقيده نداشت كه دين آنها نيز بايد ملازم با اين حرمت باشد. وى دينى را كه تقريباً همه به آن متعهد بودند و قانون اساسى ايران نيز او را بهعنوان حافظ آن مشخص كرده بود، در انظار عمومى و با استوارى ناديده گرفت. اما شگفت آنكه كه شاه حتى از اين بىتوجهى نسبت به اسلام نيز فراتر رفت.[١]
٤. سركوب نهضت ضداستعمارى
نهضت ملى شدن صنعت نفت، بخشى از نهضت ضداستعمارى ملت ايران و هماهنگ با بسيارى از ملتهاى ديگر بود؛ چرا كه در فاصله سالهاى ١٣٢٩ تا ١٣٣٢ تحولات ايران به شدت مورد توجه مردم منطقه و حتى كشورهاى دوردست بود و همه آنها خواستار پيروزى ملت ايران در اين مبارزه سرنوشتساز بودند. اين مبارزات الگويى براى جنبشهاى ضداستعمارى در برخى كشورها از جمله مصر و الجزاير شد.
دو هفته پس از كودتا، سازمان مخفى و نوبنياد «نهضت مقاومت ملى» با شركت
[١]. ماروين زونيس، شكست شاهانه، ص ١٥١