آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ٩٩
استالين كه در چند جبهه گرفتارى داشت، در يك تعامل با غرب، امتيازاتى را در اروپا گرفت و امتيازاتى از جمله تخليه آذربايجان و بازگشت آن به ايران را پذيرفت. اگر چه قوامالسلطنه بعدها تمام اين ماجرا و موفقيت در اين زمينه را به ديپلماسى تاكتيكى و تأخيرى خود نسبت داد.
قوامالسلطنه در بازگشت از مسكو، در ملاقات با سران حزب توده پيشنهاد تصدى سه وزارتخانه را به آن حزب داد. وزارتخانههايى كه هماهنگ با شعارهاى معروف و هميشگى حزب توده بود. وزارت فرهنگ (كه بعدها به آموزش و پرورش تبديل شد)، وزارت بهدارى، وزارت كار كه با چهار شعار فرهنگ رايگان براى همه، بهداشت رايگان، كار براى همه، زمين براى كشاورزان و الغاى سيستم ارباب رعيتى متناسب و همراه بود.
سه وزير تودهاى؛ دكتر مرتضى يزدى، وزير بهدارى، دكتر كشاورز، وزير فرهنگ، و ايرج اسكندرى، وزير كار، پس از مدتى متوجه شدند كه امكانات و محدوديتهاى كشور به اندازهاى است كه نمىتوانند اقدامات چشمگير و قابل ملاحظهاى انجام دهند؛ از اين رو استعفا دادند و پس از مدتى كوتاه، آذربايجان از نيروهاى فرقه دموكرات تخليه و اعضاى مركزى و شمار ديگرى از آن به شوروى پناهنده شدند.
به اين ترتيب مقدمات ورود نيروهاى دولتى پس از مقاومت مردمى و فعاليتهاى سياسى فراهم و در روز ٢١ آذر ١٣٢٥ فرقه دموكرات شكست خورد و حكومت خودمختار سقوط كرد.
با آزادسازى آذربايجان، نيروهاى دولتى كه در واقع نقشى در سقوط حكومت خودمختار نداشتند و بيشتر، دخالت آنها جنبه نمايشى داشت، آنچنان تبليغاتى به راه انداختند كه گويا واقعاً فتحى صورت گرفته است؛ بنابراين هر ساله در اين روز مراسم رژه و جشنهاى مفصل تحت عناوين روز ارتش، روز پيروزى، روز آذربايجان برگزار مىكردند، در حالى كه هيچ صحبتى از تسليم كمتر از ٢٤ ساعت در برابر نيروهاى متفقين در شهريور ١٣٢٠ و پذيرفتن اشغال كشور به مدت بيش از پنج سال نمىشد.
قوامالسلطنه چند روز پس از پايان ماجرا استعفا داد و بار ديگر حكيمى مأمور تشكيل