آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ٨٤
مظفرالدين شاه و جانشينى محمدعلى شاه، دستپرورده روسها، مخالفت با مشروطيت و سركوب مردم آغاز شد و در يك مبارزه دو ساله و استبداد صغير، سرانجام تهران به دست طرفداران مشروطه فتح شد و شاه به سفارت روس پناهنده و بعد از مدتى از كشور اخراج گرديد و احمد ميرزا فرزند سيزده ساله او به وليعهدى انتخاب شد!
با دخالت عوامل خارجى، اختلافات طرفداران مشروطه بالا گرفت تا اندازهاى كه شيخ فضلالله نورى را كه خود يكى از فعالان جريان جنبش بود، اعدام كردند. شيخ فضل الله معتقد بود نفوذ افكار غربگرا و دخالت عوامل خارجى، مشروطيت را منحرف كرده و موجب شده موازين دينى در آن مورد توجه واقع نشود و بههمين خاطر با موازين شرعى انطباق كامل ندارد. او بر مشروطه مشروعه تأكيد داشت.
استعمار با بهرهگيرى از شرايط موجود، قراردادهاى ١٩٠٧، ١٩١٥ و ١٩١٩ را براى تسلط كامل بر ايران تحميل كرد و قصد اجراى آنها را داشت كه به دلايلى امكان اجراى آنها فراهم نشد. بىتوجهى به علت اصلى فساد و استبداد، وجود اختلاف و ضعف آگاهى سياسى و اجتماعى، از جمله عواملى بود كه با وجود نهضتهاى اسلامى متعدد و فداكارىها و شهداى بسيار، جنبش مشروطيت را ناكام گذاشت.
شكست جنبش، زمينهساز هرج و مرج داخلى، تجزيه كشور و تشديد فقر و بالاخره كودتاى انگليسى و روى كار آمدن رضاخان و برپايى سلطنت پهلوى گرديد.
حاكميت شبهمدرنيستى و سلطه غرب، بهويژه انگليس با هدف اسلامزدايى، از بين بردن ساختارهاى ارزشى و سنتى، وابسته كردن كامل كشور و متلاشى كردن زيرساختهاى اقتصاد ملى، احياى ايران باستان و ترويج شاهپرستى براى مقابله با اسلام، بخشى از عملكرد حكومت كودتايى پهلوى اول بود.