آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ٦٣
ميليون ليره انگليسى مىشد، بخشيد و امتياز خطوط آهن و راههاى شوسه و تأسيسات بندرى و گمركات شمال را به ايران واگذار و از حق قضاوت كنسولى (كاپيتولاسيون) نيز صرفنظر كرد. بانك استقراضى و خطوط تلگرافى و جزيره آشوراده و ساير جزاير مجاور استرآباد كه در دست روسها بود و قصبه فيروز به ايران واگذار گرديد و ايران حق بحر پيمايى آزاد در درياى خزر را بهدست آورد.
در مقابل، دولت ايران متعهد شد حقوق و امتيازاتى كه شوروىها بهطور يكجانبه به ايران واگذار كردهاند را به دولت ثالثى ندهند و خاك خود را پايگاه دولت ثالث براى حمله به شوروى قرار ندهد؛ و گرنه دولت شوروى حق داشته باشد رأساً قشون وارد ايران كرده و نيروهاى مزبور را از بين ببرد.[١]
سيدضياء براى اينكه چهرهاى ملى و ضدبيگانه براى خود بسازد، بلافاصله اين قرارداد را امضا و از افتخارات خود اعلام كرد. نيروهاى روس ايران را ترك كردند و در ٢٧ فروردين سيدضياء با صدور اطلاعيهاى، خروج نيروهاى انگليسى و روسى را از درايت خود دانست و نوشت:
من سرافراز و مسرورم كه اين واقعه در دوره زمامدارى من رخ مىدهد![٢]
بركنارى سيدضياء
رضاخان و احمدشاه نمىتوانستند شاهد اينگونه رفتارهاى يكجانبه سيدضياء باشند؛ بنابراين پس از مدتى اختلافات شديدى بهوجود آمد و پس از مشاجرهاى شديد، احمدشاه در سوم خرداد ١٣٠٠ بركنارى او را رسماً اعلام كرد.
سيدضياء به گونهاى رفتار مىكرد كه در آيندهاى نزديك، رضاخان و احمدشاه را كنار خواهد زد و همانند آتاتورك، رئيسجمهور مادامالعمر ايران خواهد شد. رفتار و اقدامات
[١]. باقر عاقلى، روزشمار تاريخ ايران، ص ١٥١
[٢]. همان، ص ١٠