آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ٥٥
سوى هدف مشترك بود. فعاليت شيخ محمد خيابانى نيز در جهت ايجاد يك تحول اساسى در سيستم حكومتى ايران و رفع موانع آزادى دور مىزد و حصول چنين آرزويى را از طريق نزاكت، بىثمر مىدانست و چون به عمق مسئله و افكار حكومتهاى وقت پىبرده بود، لذا نيل به هدف را جز از طريق انقلاب نمىجست. نامبرده يكى از مخالفين قرارداد وثوقالدوله و يكى از مردان با شهامت و ليدر حزب دموكرات بود كه به علت محبوبيتى كه در تمام خطه آذربايجان داشت، افراد پاكبازى به او پيوسته و مسلحانه به دورش حلقه زده بودند.[١]
تأثير نهضت خيابانى در روشنگرى و افشاگرى و آگاهسازى مردم به حدى بود كه آثار آن تا چندين دهه بعد نيز ديده مىشود. او بخشى از نيروهاى دولتى را خلع سلاح و تعدادى از آنان را از آذربايجان اخراج كرد و نام ايالت را «آزادستان» گذاشت. مشيرالدوله پيرنيا، نخستوزير، بنابر توصيه انگليس مخبرالسلطنه هدايت را براى سركوب خيابانى به تبريز اعزام كرد. در اين جنگ نيروهاى قزاق با حمايت و پشتيبانى انگليس با نيروهاى خيابانى درگير شدند و توانستند شيخ محمد خيابانى را به شهادت برسانند و نيروهايش را كشته، زخمى و پراكنده نمايند و تسلط دولت مركزى بر آذربايجان را تثبيت كنند.
اگرچه خيابانى براى ادامه مبارزه و آزادى كشور از سلطه بيگانگان و سلاطين وابسته توفيق نيافت، ولى ياد و راه او همچنان باقى است. مردى كه با ايمان و توكل به خداوند و شهامت كمنظير، توانست در آن دوران وحشتناك، شمار بسيارى از مردم را به حركت درآورد و راه را بر دشمنان ببندد و شعار آزادى و استقلال سر دهد.[٢]
تجزيه و تحليل علل و عوامل شكست نهضتهاى اسلامى قرن چهاردهم هجرى، مهم و در عين حال آموزنده و عبرتهاى بسيار دارد.
از مهمترين نهضتهاى ديگرى كه بر ضد سلطه انگليس و استبداد قاجار در دهه ٩٠ قيام
[١]. ابراهيم فخرايى، سردار جنگل، ص ٣٧١
[٢]. براى اطلاع بيشتر از زندگى، افكار و مبارزات شيخ محمد خيابانى بنگريد به: س. علىآذرى، قيام شيخ محمد خيابانى