آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ٥٤
ميرزا براى ادامه نبرد با نيروهاى دولتى، به جنگل و روستا رفت، ولى پيش از رسيدن به مقصد در سال ١٣٠٠ به شهادت رسيد.[١]
شيخ محمد خيابانى
خيابانى، روحانى مبارز، آگاه و مديرى بود كه در دوران استبداد و استعمار درخشيد و الگويى از عالمى مجاهد ارائه كرد. او كه تاجرزادهاى از اهالى تبريز بود علوم اسلامى را در مدارس علميه آموخت. خيابانى از ابتداى جوانى، به مقابله با عوامل دولتى و نيروهاى خارجى پرداخت و چندينبار بازداشت و زندانى شد. نيروهاى اشغالگر عثمانى در جريان جنگ جهانى اول و در زمان اشغال آذربايجان او را تبعيد كردند.
او متفكرى بزرگ و مجاهدى شجاع بود كه نفوذ گستردهاى در بين مردم داشت و مدتها حكومت آذربايجان عملًا در اختيار او بود.
مرحوم خيابانى زندگى سياسى خود را زمانى آغاز كرد كه هر روز با مناظرى چون اشغال كشور بهدست روسها، كشتار بىشرمانه گروهى از عالىترين و فداكارترين مردان كشور، قحطى و گرانى، غارت شهرها و قتلعام انسانهاى بىگناه و شكست ملت در همه جبههها مواجه بود.[٢]
او هيچگاه حاضر به سازش و تسليم نشد؛ چه در مقام نماينده مجلس و حاكم آذربايجان و چه هنگامى كه در دست عمال دولتى محاصره و در شرف شكست و شهادت بود.
همزمانى و اشتراك هدف نهضت خيابانى و نهضت جنگل، زمينهساز ارتباط ميان اين دو روحانى مبارز بود. از اين رو در ١٢٩٩ نماينده ويژه خيابانى در قرارگاه جنگلى ميرزا با وى ملاقات و پيام خيابانى را به او رسانيد.
پيام اين روحانى روشنفكر، برقرارى ارتباط ميان قيام آذربايجان و گيلان، و پيشروى به
[١]. براى اطلاع بيشتر بنگريد به: ابراهيم فخرايى، سردار جنگل
[٢]. سيدجلال الدين مدنى، تاريخ سياسى معاصر ايران، ج ١، ص ٨٦