آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ٣١
نظامى، علمى، اجتماعى و موقعيت سياسى و بينالمللى اروپا بعد از جنگ جهانى دوم، و از سوى ديگر مشكلات و عقبماندگىهاى شرق و از جمله ايران وضعيت جديدى را در مناسبات جهانى شكل داد. در حالى كه تحليل و تحقيق جامع و فراگير درباره علل و عوامل وضع موجود در شرق و غرب ضرورى مىنمايد در رويكردى القايى و انحرافى، تمامى نقاط قوت انسانى و برخوردارى از استعدادهاى فوقالعاده به غرب، و تمامى نقاط ضعف و عيوب به شرق نسبت داده مىشود.
دستگاههاى آموزشى، رسانهاى و تحقيقاتى غرب طى دو قرن گذشته در يك هماهنگى كامل، سعى در اثبات برترىِ نژادى، اعتقادى، ارزشى و روشى و در نتيجه برترى فكرى، فرهنگى و تمدنى خود داشتهاند و همزمان عدهاى مرعوب و مزدور با تمام امكانات درصدد اثبات بىلياقتى، بىكفايتى و نداشتن ژن توسعهيافتگى ملل شرق برآمدهاند! در ادامه، برخى از دلايل گرايش به غرب را برمىشماريم.
١. فساد و استبداد حاكميت
رژيمهاى موروثى- سلطنتى توجهى به منافع و مصالح مردم و كشور خود ندارند. بيشتر سلاطين به حكومت و رفاه خود و خاندانشان مىانديشند؛ از اين رو اعتنايى و به وضعيت مردم، كشور، واقعيتها و ديدگاهها و نظريات ديگران ندارند. فراتر آنكه برترى جايگاه خود و سلطنت را موهبتى الهى مىدانند تا مطابق ميل خود بر مردم حكومت كنند!
افزايش آگاهى و انتظارات مردم و گسترش ظلم و فساد رژيمهاى سلطنتى، زمينهاى براى رويكرد به نظامهاى جمهورى- انتخاباتى شد. تبليغ گسترده منافع دموكراسى و آزادى در غرب و ايجاد تصويرى ايدهآل از نظامها و سران اروپايى، از جمله دلايل و علل گرايش به تفكرات و ارزشهاى غرب محسوب مىشود.
٢. ورود محصولات فرهنگى
بيشتر شدن سفرها و مبادلات تجارى و سياسى و به ويژه ورود كالاهاى فرهنگى چون كتاب،