آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ٢٦٣
خلاصه بخش چهارم
روند تحولات اوايل دهه ١٣٥٠، در ظاهر نشاندهنده سركوب جريانهاى مبارز و مخالف رژيم و تثبيت نفوذ و سلطه آمريكا بود، در حالى كه اركان حكومت مستبد و فاسد در حال لرزش و شكاف بود. در سال ١٣٥٥ با انتخاب كارتر و دگرگونى در سياست خارجى ايالات متحده، فشار داخلى و خارجى بر رژيم شاه تشديد شد؛ بهگونهاى كه بسيارى از سياستهاى رژيم دستخوش تغيير گرديد.
افزايش ناگهانى قيمت نفت، در حالى كه فرصت بىسابقهاى براى هيئت حاكم بود، به دليل فساد قدرت تبديل به زمينهاى براى افزايش تهديد بر ضد رژيم شد. افزايش فاصله طبقاتى، تورم شديد، تشديد وابستگى به نفت و تضعيف كشاورزى، بخشى از آثار فساد ناشى از درآمدهاى فوقالعاده نفتى بود. رواج شاهپرستى، تغيير تاريخ رسمى كشور از هجرى شمسى به شاهنشاهى، تشكيل حزب دولتى رستاخيز و اعلام غيرقانونى بودن هرگونه تشكل ديگر، اعدامها و كشتار بسيارى از مبارزان، افزايش خشم و نفرت عمومى از رژيم را در پى داشت. در اثر شدتگيرى فساد سياسى زمينههاى گسترش مبارزه و قيام بر ضدرژيم در ميان تودههاى مردم بيش از پيش به وجود آمد.
وقايع سال ١٣٥٦ فضاى سياسى- مبارزاتى كشور را دگرگون ساخت. از ابتداى سال ١٣٥٧ شعارهاى جديد كه نشاندهنده خواست عمومى براى ايجاد دگرگونىهاى بنيادى بود، شكل