آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ٢٣٨
بازرگان كه به علت ملاقات محرمانه خود با برژينسكى و مخالفت با تصرف سفارت، مورد اعتراض شديد قرار گرفته بود، در چهاردهم آبان ١٣٥٨ استعفا كرد و امام اداره امور كشور را به شوراى انقلاب سپرد.
آمريكا با پيروزى انقلاب اسلامى، «جزيره ثبات» و يكى از پايگاههاى امن خود در خاورميانه كه شصت هزار نفر از مستشاران و كاركنان خود را در آن مستقر كرده بود، از دست داد. بنابراين براى تسلط دوباره بر ايران به توطئههاى پيچيده و متعددى دست زد كه اسناد به دست آمده از سفارت آمريكا مؤيد اين توطئههاست.
گروههاى سياسى مختلفى كه در سايه قيام و رهبرى امام خمينى فرصت خودنمايى يافته بودند، خود را وارث اصلى انقلاب دانستند و براى به دست گرفتن قدرت تلاشهاى افراطى را آغاز كردند و در اين مسير با ارائه تحليلهاى غيرمستند جامعه را به ورطه ترديدهاى بزرگ و ويرانگر كشاندند. از جمله با انتشار نشريات گوناگون و تشكيل ستاد و كانونهاى عملياتى و خانههاى تيمى، به جذب جوانان پرشور و سوء استفاده از نيروى انقلابى آنان پرداختند و كشور را با بحرانى جدى رو به رو ساختند.
گروههاى سياسى اوايل انقلاب پنج دسته بودند:
- نيروهاى مذهبى اصيل يا ياران امام خمينى كه با عنوان حزبالله شناخته مىشدند؛
- ليبرالها و گروههايى كه در برخورد با آمريكا به نوعى سازش تمايل داشتند، كه معروفترين آنها جبهه ملى، حزب ايران، نهضت آزادى و حزب ملت ايران بودند؛
- گروههاى چپگرا، كه انديشههاى كمونيستى را تبليغ مىكردند كه معروفترين آنها حزب توده، چريكهاى فدايى خلق اكثريت و اقليت، حزب كارگران سوسياليست، انشعابيون كارگران سوسياليست، حزب رنجبران يا سازمان انقلاب، سازمان پيكار در راه آزادى طبقه كارگر، حزب كمونيست و حزب طبقه كارگران و دهقانان بودند؛
- گروههاى التقاطى، كه انديشههاى آنها تركيبى از افكار اسلامى و ماركسيستى بود و معروفترين آنها سازمان مجاهدين خلق (منافقين)، سازمان آرمان مستضعفين، امت و جنبش مسلمانان مبارز بودند؛