آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ٢١٨
متوقف كنند و با همان رويكرد پانزده سال پيش، به حاكميت خود ادامه دهند؛ در حالى كه وقايع آن روز، خشم و تنفر عمومى از رژيم را افزايش داد و گروههاى بسيارى از مردم را براى سرنگونى رژيم به صحنه مبارزات وارد كرد. اعتصابات سراسرى، فعال شدن مراكز عمومى بر ضد رژيم، عدم همكارى بخشى از نيروهاى مسلح و از همگسيختگى دستگاههاى دولتى، از پىآمدهاى فاجعه هفدهم شهريور بود.
حضرت امام جريان انقلاب را زير نظر داشت و با موضعگيرىها و هدايتهاى خود، حركت مردم را رهبرى مىكرد؛ در حالى كه در سال ١٣٤٢ ايشان در زندان بود و رهبرى قيام امكان نداشت.
سران رژيم و مقامات آمريكا، هفدهم شهريور را سرآغاز سقوط رژيم مىدانستند؛ اگرچه تظاهر به توفيق در سركوب قيام مردم و عادى شدن اوضاع مىكردند. سايروس ونس، وزير خارجه آمريكا، گفت:
تظاهرات تابستان ١٣٥٧ به ويژه درگيرىهاى خونين هفدهم شهريور تزلزل و بىثباتى رژيم شاه را به معرض نمايش گذارد و از اين تاريخ، نظرهاى جديدى در قبال ايران در كاخ سفيد بروز يافت.[١]
هفدهم شهريور مشخص كرد كه روزهاى پايانى شاه فرا رسيده است. بسيارى از سران رژيم زمزمههاى خروج از كشور را آغاز كردند. نخستين فرد، اشرف پهلوى بود. او در خاطرات خود نوشته است:
برادرم با اينكه سعى مىكرد خود را خونسرد نشان بدهد، فوقالعاده مضطرب بود. من از او پرسيدم، چه مىخواهيد بكنيد؟ چقدر مىتوان به اين وضع ادامه داد؟ شاه مستقيماً به سؤال من جواب نداد و به جاى آن گفت: «ماندن شما در اينجا در اين اوضاع و احوال مصلحت نيست. شما مىدانيد كه چقدر سوژه براى حمله به رژيم به دست مخالفان
[١]. روزشمار انقلاب اسلامى، ج ٥، ص ٢٩٠