آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ٢٠٨
اين جمعيتى كه براى اسلام دارند كار مىكنند، براى اسلام دارند چيز مىنويسند، بدانند اينها را بايد بياورند توى كار، آقايان گوشتان را باز كنيد، نگوييد اين دانشگاههاى- عرض كنم- كه فاسق، فاجر و كذا، دائماً جدا نكنيد. هر دو با هم دست برادرى بدهيد، دست برابرى بدهيد.[١]
نوار اين سخنرانى در سطح گستردهاى پخش و در جلسات و مراكز مختلف درباره آن صحبت شد و به سرعت ارتباط و همكارى بين حوزه و دانشگاه برقرار گرديد. آثار اين حركت به اندازهاى بود كه رژيم با نگرانى، دست به اقدام جديدى براى مقابله با اين وضعيت زد. اقدام رژيم و آمريكا، تأسيس سازمان ملى دانشگاهيان با استفاده از عوامل ساواك، سيا و دربار، در كنار حزب رستاخيز، در راستاى جذب و جدا كردن دانشگاهيان از مردم و امام بود.[٢]
١٩ دى ٥٦ تحول نهضت به انقلاب
رهبرى امام و نقش ايشان در تحولات سياسى ايران، به اندازهاى گسترده و عميق شد كه رژيم شاه و آمريكا تصميم به مقابله مستقيم و انزواى وى گرفتند. از اين رو در نخستين حركت سياسى مقالهاى توهينآميز در هفدهم دى ١٣٥٦ در روزنامه اطلاعات به چاپ رسيد.[٣]
بلافاصله پس از انتشار روزنامه و اطلاع مردم از محتواى مقاله، واكنشها و اعتراضات آغاز شد. جمعآورى، پاره كردن، آتش زدن روزنامه اطلاعات و شعار دادن بر ضد رژيم
[١]. صحيفه نور، ج ١، ص ٢٦٥
[٢]. آمريكا در نظر داشت با اقدامى مشابه آنچه كه در سال ١٣٤٢ با تشكيل« كانون مترقى» و به كارگيرى عدهاى از عوامل خود براى تأسيس« حزب ايران نوين» و شكل دادن به دولت حسنعلى منصور انجام گرفت، اين بار نيز همان حركت را تكرار كند. گروهى با ظاهرى مخالف شاه و هوادار مردم و داراى مدارك و مسئوليتهاى دانشگاهى براى بهدست گرفتن دولت جديد شكل گرفت. اما دستگاههاى رژيم با تعريف و تمجيد از اين گروه، ماهيت جريان را افشاكردند و جريان قبل از نفوذ در لايههاى اجتماعى منزوى گرديد. آخرين نخستوزير رژيم، شاهپور بختيار، دو نفر از اعضاى اين گروه را به وزارت منصوب كرد
[٣]. روزنامههاى ديگر حاضر نشدند اين مقاله را چاپ كنند. تنها روزنامه اطلاعات به سردبيرى عباس مسعودى كه به سرسپردگى دربار شهرت داشت، اقدام به چاپ مقاله مزبور نمود