آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ١٨٢
گسترده و همكارىهاى امنيتى، نظامى، اطلاعاتى، تسليحاتى و آموزشى، كاملًا محرمانه زيرنظر ساواك فعال گرديد.
مهمترين و تأثيرگذارترين تحول در پايان سال ١٣٤٣ انتصاب اميرعباس هويدا به نخستوزيرى و تشكيل چندين گروه براى مبارزه مسلحانه بود.
دولت هويدا
انتصاب هويدا[١] به نخستوزيرى، پس از مرگ منصور، براى تمركز بيشتر قدرت در دربار و سلب قدرت تصميمگيرى و سياستگذارى كلان از دولت بود. از اين رو هويدا در دوران نخستوزيرى خود، هيچگاه ارادهاى از خود در مقابل شاه نشان نداد و هميشه خود را چاكر و غلام حلقه بهگوش و بنده خدايگان مىدانست.
هويدا در سيزده سال مأموريت نخستوزيرى خود، با هفت وزير بهائى و تعدادى فراماسون و جاسوس سيا، خيانتهاى بزرگى در زمينههاى اقتصادى، فرهنگى و سياسى كرد كه خود تاريخ مفصلى دارد و نيازمند تحقيق مستقل و مستندى است. خدماتى كه او به بهائيت، اسرائيل و صهيونيسم كرد، بىسابقه و بىنظير است. نمونهاى از هزاران سند از اسناد
[١].« پدر بزرگ هويدا، ميرزا رضا قناد، از بهائيان مخلص و فداكار و مجذوب عباس افندى بود. او به واسطه نزديكى با عباسافندى، از خشم مسلمانان بيم داشت. لذا به عكا رفت و مستخدم و نوكر عباس افندى شد. به لحاظ تعصب و علاقهاى كه به اين فرقه داشت، مورد لطف و محبت خاص او قرار گرفت ... و لقب« عينالملك» گرفت. با كمك بختيارىها به وزارت خارجه رفت و مأموريت سوريه و لبنان گرفت و قونسول ايران در اين منطقه شد. پنهانى براى بهائىها تبليغ مىكرد. با انگليس هم رابطه داشت و پس از چند ماه مأمور جده شد و خود را به ملك سعود نزديك كرد .... روزنامههاى عربى به علت تبليغ به نفع بهائىها به اين انتصاب اعتراض كردند.
عينالملك دو پسر داشت. يكى به نام اميرعباس و ديگرى به نام فريدون. اميرعباس به پيروى از مسلك پدر خويش، به سران بهائى نزديك شد و از هيچ خدمتگزارى در ترويج مسلك بهائى فروگذار نمىكرد. اميرعباس به حكم سابقه پدر وارد خدمت در وزارت خارجه شد .... عبداله انتظام- پس از تخلفات متعدد هويدا در وزارت خارجه- وى را به شركت نفت منتقل نمود. هويدا در شركت نفت معاون ادارى مدير عامل شد و با دستياران خود فؤاد روحانى، مهندس فرخان سه تفنگدار بهايىها سعى كردند تا حدى كه مقدورشان است، افراد بهائى را در كارهاى مؤثر شركت نفت بگمارند و همين كار را هم كردند.»( حسين فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، ج ٢، ص ٣٧٦)